موفقیت چیست؟ موفقیت سهم چه کسانی است و موفق کیست؟

موفقیت از آن سری کلماتی است که تقریبا” هر روز می شنویم، می گوییم، می نویسیم و یا می خوانیم. صبح که می خواهیم از خانه بیاییم بیرون برایمان آرزوی موفقیت می کنند. به دوستمان زمان خداحافظی می گوییم موفق باشی. خلاصه یا ما برای دیگران آرزوی موفقیت می کنیم یا دیگران برای ما آرزوی موفقیت دارند.

اما علی رغم تمام این خواستنها و اینکه می دانیم که قدرت انسان چقدر زیاد است، چرا تعداد کمی از آدمها احساس موفقیت می کنند؟ چرا اینهمه از آدمها ناامیدند و احساس می کنند که موفق نیستند و اینقدر غمگین هستند؟ آیا موفقیت ناشی از هوش زیاد فرد است یعنی هر آدم باهوشی الزاما” موفق می شود؟

موفقیت چیست؟

موفقیت حس خوب رسیدن است. رسیدن به چیزی که در دل آرزویش را داشتیم و در سر رویایش را می پروراندیم. همه آدمها دلشان می خواهد که جز افراد موفق باشند و این حس خوب موفقیت را بارها و بارها در زندگیشان تجربه کنند. اما آیا به تعداد افراد مشتاق موفقیت ما افراد موفق می بینیم.

موفقیت هم مثل هر کار ارزشمند دیگری بهایی دارد و فقط عده کمی حاضرند بهای آن را بپردازند. برای تجربه حس زیبا و دلچسب موفقیت باید امروز کارهایی را بکنیم که خیلی ها حاضر نیستند آن کارها را انجام دهند تا فردا قادر باشیم کارهایی را بکنیم که خیلی ها نمی توانند.

باید بتوانیم مسیر موفقیت را برای خودمان مجسم کنیم و یک نقشه راه داشته باشیم. پس باید هدفهای کوتاه مدت و بلند مدت انتخاب کنیم و قدم اول را برداریم.

هدفگذاری چیست؟

هدف در واقع همان خواسته ماست. آن چیزی است که آرزوی رسیدن به آن را داریم. آن چیزی است که خیلی دلمان می خواهد که آن را داشته باشیم.

اصلا” می توانید لحظه ای از زندگیتان را بدون داشتن هدف تصور کنید؟ بدون هدف داشتن حتی بقا و زندگیتان به خطر می افتد. شما اگر هدفتان زنده ماندن و رفع گرسنگی و تشنگی نباشد آیا اصلا” حرکتی برای رفتن به سمت یخچال می کنید که چیزی بردارید و بخورید؟ چه برسد به اینکه ساعتها یا حداقل چند دقیقه ای وقت صرف کنید و بایستید و غذا آماده کنید.

انسان اگر نتواند برای زندگی خود هدفی پیدا کند کم کم به پوچی می رسد و ذره ذره تبدیل می شود به فردی که غمگین است و انرژی روانی کافی برای انجام کارهای معمولی را هم ندارد. پس داشتن هدف از نیازهای اساسی برای رسیدن به یک زندگی موفقیت آمیز و تبدیل شدن به یک فرد موفق است.

برای مشخص کردن هدف در زندگی اول نیاز است که خودمان، علاقه ها، خواسته ها و نیازهایمان را خوب بشناسیم و بدانیم که چه چیزهایی ما را خوشحال می کند و باعث می شود از زندگی خود راضی باشیم و احساس موفقیت کنیم. بعد که آنها را مشخص کردیم راههای رسیدن به آن خواسته ها و نیازها و اهدافمان را مشخص کنیم. در قدم بعدی باید مشخص کنیم برای رسیدن به هدف یا اهدافی که داریم چه مراحلی را باید بگذرانیم. یعنی باید هدف کلی خود را جزء جزء کنیم و برای رسیدن به هر جزء برنامه ریزی کنیم که چه کارهایی باید انجام دهیم تا قدم به قدم به هدف اصلی و بزرگ یا بلند مدت خود برسیم و زمانی که به آن هدف می رسیم آنوقت است که همان حالت نشاط از پیروز شدن و رسیدن به موفقیت را تجربه می کنیم.

tarh

 

البته می دانید که انسان با اهدافش زنده است یعنی به یک هدف که رسید باز هدف دیگری و بعد هدف بعدی و این قصه سر دراز دارد. ما همیشه اهدافمان را دنبال می کنیم و تا رسیدن به هر هدفی سر از پا نمی شناسیم و همین انرژی بخش است و حس زنده بودن و موفق بودن را به ما می دهد. پس اهداف ما سرمایه های ما در زندگی است و باید حواسمان باشد که چگونه سرمایه گذاری کنیم که ورشکست نشویم و احساس شکست نکنیم. همچنین بدانیم آنقدر سرمایه گذاریمان ارزشمند است که اگر شکست خوردیم نباید از آن دست بکشیم، بلکه باید تلاشمان را بیشتر کنیم. پس ببینیم برای این سرمایه گذاری مهم و گران بهایمان از چه روشهایی می توانیم استفاده کنیم.

روشهای مختلف هدف گذاری

کنت اچ بلانچارد در کتاب خودش به نام سیری در کمال فردی، مدل جالبی را برای هدف گذاری مطرح کرده که پنج مرحله دارد:

  • مشخص کردن چارچوب دقیق عملکرد یا رفتار: خیلی دقیق و واضح بگویید چکار قرار است انجام دهید.
  • ثبت و یادداشت عملکرد یا رفتار: وضعیت الآنتان را یادداشت کنید و بنویسید که به کجا می خواهید برسید.
  • سهیم کردن دیگران: به کسانی که می دانید از شما حمایت می کنند بگویید که قصد انجام چه کاری را دارید.
  • هدایت و راهنمایی: اگر در حین کار متوجه شدید که دارید درست رفتار می کنید به خودتان جایزه بدهید حتی با گفتن یک آفرین در آینه به خودتان و یا اگر اشتباه کردید بهتر است خودتان را توبیخ کنید و سریع رفتارتان را تغییر دهید. اما یادتان باشد که زیاده از حد به خودتان سخت نگیرید و یادتان باشد که اشتباه نکردن مهم نیست بلکه تکرار نکردن اشتباه است که مهم است.
  • ارزیابی: حتما” برای هدفتان تاریخ روزشمار تعیین کنید و کار و فعالیتتان را متوقف نکنید مگر اینکه به هدفتان برسید. بعد هم که رسیدید بررسی کنید که آیا تلاشی که کردید برای این دستاوردتان مناسب بود یا برای پروژه های بعدی نیاز به تغییراتی دارد.

چرا بعضی ها هدف گذاری می کنند ولی به هدف نمی رسند؟

کسانی که مدام برنامه می ریزند ولی به آن عمل نمی کنند. مدام هدف می گذارند ولی باز روز بعد اهداف دیگری مشخص می کنند. احتمالا” از اینجور افراد زیاد دور و بر خودتان دیده اید. اینها یا هدفشان را درست انتخاب نکرده اند و یا خودشان را درست نشناخته اند که البته اینها در ارتباط با هم هستند. اگر کسی خود را بشناسد می داند که چه چیزی برایش در الویت است و مهمتر از بقیه نیازهایش است و از طرفی می داند که چقدر اراده اش و یا انگیزه اش قوی است برای رسیدن به آن. اگر شناخت کافی از خود داشته باشد می داند که برای کسب لذت موفقیت چقدر حاضر است از خود مایه بگذارد و تلاش کند. می داند که آیا حاضر است از لذتهای آنی خود بگذرد برای رسیدن به لذت واقعی یا نه؟ (اگر کتاب مارش ملوتو نخور یا آخرین راز موفقیت را نخوانده اید پیشنهاد می کنم که حتما” آن را بخوانید.)

اراده قوی چه نقشی در موفقیت دارد؟

شما با داشتن اراده قوی از موانع و مسائلی که در مسیر موفقیت برایتان پیش می آید شکست نمی خورید و زود دلسرد نمی شوید بلکه روحیه جنگنده ای خواهید داشت و برای رسیدن به موفقیت بسیار می کوشید و تا به مقصد نرسیده اید از تلاش دست برنمی دارید. در واقع اراده قوی تضمین موفقیت شماست!

چطور می توانیم اراده قوی داشته باشیم؟

شما وقتی دقیق بدانید که چه می خواهید و بدنبال رسیدن به چه چیزی هستید، وقتی خودتان را خوب بشناسید و توانایی های خود را آگاهانه بپذیرید، با یک برنامه ریزی دقیق و مشخص پیش بروید و نسبت به اجرای دقیق آن مسئول باشید و وقتی باور داشته باشید که باور شما بسیار قوی است و قانون دنیا قانون باورهاست و فقط غیرممکن غیرممکن است و هر کار مهم و ارزشمندی سخت است و نیاز به تمرین و تمرین و تمرین دارد بدانید که دانسته یا ندانسته دارید اراده تان را برای رسیدن به موفقیت در زندگی تقویت می کنید!

موفق کیست؟ آدمهای موفق چه نشانه هایی دارند؟

خیلی سخت است که بتوان تعریف دقیقی از اینکه چه کسی موفق است ارائه کرد. هر کسی براساس دیدگاه و باور خود معیارهایی برای فرد موفق در ذهنش دارد که ممکن است کاملا” خلاف نظر فرد دیگر باشد. ولی آنچه مسلم است فردی که هدفی داشته و به آن رسیده است و بعد از رسیدن هم حس خوب موفقیت را دارد و این حس از بین نرفته است را می توان به عنوان یک فرد موفق دانست.

نظر اکثریت مردم این است که آدمها وقتی به موفقیت می رسند احساس شادی می کنند و خود را موفق می داند. جالب است بدانید این آدمهای موفق نیستند که شاد هستند بلکه این آدمهای شاد هستند که به احتمال خیلی بیشتری به موفقیت می رسند. یعنی ما برای نباید اول موفق بشویم که بعد شاد شویم بلکه باید آدمهای شادی باشیم که بتوانیم موفقیت را تجربه کنیم.

پس شاد باش و شاد زی تا موفقیت سهم هر روز و شب و هر لحظه ات باشد در کل زندگی

 

3 دیدگاه ها

  1. شادی گفت:

    شاد و با برنامه باشید موفقیت خود به خود همراهش میاد به قول شاعر چون که ۱۰۰ آید ۹۰ هم پیش ماست.

  2. سپاس از مقاله خوب شما

  3. صادق گفت:

    پله موفقیت بی نهایت اثر بخش بود
    متاسفانه انسان ها در پله اول (نمی خواهم انجامش بدهم) متوقف شده اند و خیلی عجیب و غریبه که می خواهند به پله آخر برسند.
    یعنی بدون انجام هیچگونه کاری توقع معجزه دارند. در صورتی که معجزه زمانی اتفاق می افتد که بلند بشیم و حرکت کنیم.
    واقعا عالی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *