نگاه +

انسان شاید تنها موجود زنده ای باشد که با نیروی اراده کافی و هوش خودش بتواند شادی را انتخاب کند، ولی متاسفانه اغلب یاس را انتخاب می کند. کسی که خوش بین است بقیه به چشم یک نادان به او نگاه می کنند. به عاشق می گویند احساساتی. اگر کسی از زندگی اش لذت ببرد، اسمش را می گذارند الکی خوش. حتی بدتر از اینها اینکه حسی را در آدمها بوجود آورده اند که اگر خیلی شاد باشی فکر می کنی حتما” یک جوری از دماغت در می آید. می گویند، بعد از هر خنده یک گریه است. بعضی آدمها انگار همیشه می خواهند بجای چیزهای مثبت به منفی ها فکر کنند، بجای اعتماد دائما” دچار شک باشند. دائما” در اضطراب از آینده نیامده و غمگین از گذشته درگذشته هستند.

متاسفانه ما آدمها خیلی کم ممکن است به این فکر کنیم که منبع همه این چیزهای ناشاد خودمان هستیم. ما هستیم که با نوع نگاهمان به زندگی می توانیم موجودی شاد یا غمگین، راحت یا مضطرب باشیم.

با نوشتن این حرفها، فکر نکنید که می خواهم بگویم ” همه چی آرومه، من چقدر خوشحالم ” و هیچ مشکلی وجود ندارد و فساد و نفرت و دشمنی و شرارت نیست. فقط می خواهم این را بگویم که این مسائل برای همه است، اما چرا همه افسرده و غمگین نیستند؟ چرا همه یک واکنش ندارند؟ فقط می خواهم بگویم این، نوع نگاه ما به دنیا و مسائل است و تفسیر ما از این شرایط است که ما را موجوداتی شاد یا غمگین می کند.

بگذارید یک جمله خیلی کلیشه اما خیلی خوب را بگویم: ” نیمه پر لیوان را ببینیم “.

اگر می خواهیم از نظر روانی سالم باشیم باید خودمان به داد خودمان برسیم. به قول سهراب:

” چشمها را باید شست جور دیگر باید دید “

اگر مسئولیت سرنوشت خودمان را به عهده بگیریم، آنوقت است که برای تغییرش اگر نیاز باشد حتی بیشتر از توانمان مایه می گذاریم و آنوقت است که احساس زنده بودن و انسان بودن می کنیم. به نظر من انسان بودن یعنی مسئول بودن. مسئول همه شادیها و غمهایمان خودمان هستیم، با باور و نگاهمان به آنها.

انسان مسئول عاشق است و آماده است برای عشق ورزیدن، اول به خودش و بعد به دیگران. در واقع ما بخاطر انسانیتمان است که می توانیم با تمام وجود عشق را احساس کنیم.

با این نگاه دیگر نمی شود به سرنوشت دیگران بی تفاوت بود. آنها هم می شوند جزئی از تو و شادی آنها، شادی تو هم هست. غم آنها، غم تو هم حساب می شود. عشق در شریک شدن با دیگران است که مفهوم واقعی خودش را پیدا می کند.

عشق مسئولانه، نه تنها امیدبخش است بلکه از آنهم بالاتر بنظر می رسد. امید، نگاه به نیستی ای است که می خواهیم هست بشود ولی عشق، باور هستی است و شاید بشود گفت خود خود هستی است. سهراب چه خوب گفته:

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ/ پرشی دارد اندازه عشق

بیایید خوش بین شویم ونگاه + داشته باشیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *