خوش بینی تا چه حد؟

38

خوش بینی تا چه حد؟

امروز در سوپرمارکت نزدیک منزلم، مشغول خرید بودم که صحبت دو تا خانم توجهم را جلب کرد. داشتند راجع به گرانی و وضع بد اقتصادی و اینجور چیزها حرف می زدند.

یکی از آنها آهی طولانی کشید و گفت: ” هر روز بدتر از دیروزه. می گن قراره تورم کنترل بشه ولی من که چشمم آب نمی خوره، مطمئنم از این بدتر می شه، شانسمونه دیگه، … “

یاد موضوعی افتادم که تازگیها در کتابی خوانده بودم. نوشته بود، اگر ما مسائل را خوش بینانه تفسیر کنیم، افسرده نمی شویم و همین روحیه باعث موفقیت زیاد ما در کارهایمان می شود. البته این را هم بگویم که مقصود خوش بینی واقع بینانه است، نه ساده لوحی غیرواقعی.

آدمهای بدبین، معمولا” وقتی مساله ای خلاف انتظارشان است، سریع نگران می شوند و از جملاتی استفاده می کنند که انگار آن شرایط بد همیشگی بوده و شامل همه زندگیشان می شود. در صورتی که آدمهای خوش بین، از شرایط بد و ناراحت کننده، خیلی سریع می خواهند بگذرند و آنها را موقتی و قابل حل     می دانند و از همان یک مسئله بد و مشکل ناراحت هستند، نه از کل زندگیشان.

افرادی که وقتی از چیزی ناراحت هستند، دائما” آن را در ذهن خود مرور می کنند یا مدام راجع به آن حرف می زنند و بدون اینکه برای مشکلات راهکار عملی نشان دهند یکسره در حال گله و شکایت هستند، متاسفانه بیشتر دچار ناامیدی می شوند و خود این حس باعث تکرار رفتارهای غلط قبلی می شود و همینطور این غرغر کردن و حس بد ناامیدی بیشتر و بیشتر می شود.

ما آدمها موجودات عجیبی هستیم. هم درد و هم درمان در خودمان است. ما می توانیم با نوع تفکرمان باعث ناامیدی خود بشویم و یا می توانیم انتخاب کنیم که اینطور نباشیم.

زندگی خوش بینانه یاد گرفتنی است. بیایید بجای اینکه هم خودمان را عذاب بدهیم و هم بقیه را، جوری به مشکلات نگاه کنیم که آنها را مسائل قابل حل ببینیم و دنبال راه چاره باشیم. اینطوری هم خودمان احساس امیدواری و نشاط بیشتری داریم و هم جامعه مان پویاتر می شود. پس خوش بینی واقع گرایانه داشته باشیم تا دنیا جای بهتری برای زندگی باشد.

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.