اگر هدف گذاری مالی یکسان ندارید، ازدواج نکنید

52

همان طور که در مقاله داشتن درآمد کافی گفتیم، بدون داشتن درآمد ثابت و کافی ازدواج عاقلانه نیست. حال در سری مقالات نیمه گمشده میگوییم که یکی از نشانه های اینکه فرد مورد نظر نیمه گمشده شماست یا خیر، این است که هدف گذاری مالی یکسان داشته باشید.

یکی از بزرگترین مشکلاتی که برای زوج های جوان در ابتدای زندگی پیش میاید، اختلاف بر سر مسائل مالی است. اکثر افراد قبل از پذیرفتن مسئولیت زندگی مشترک، عموماً با مشکلات مالی رو به رو شده اند. اما زمانی که این مشکلات در زندگی مشترک باشد، واکنش های متفاوتی را میتوان از دو طرف دید. چراکه قبل از ازدواج بررسی نکرده اند که آیا هدف گذاری مالی یکسان دارند یا خیر.

چرا داشتن هدف گذاری مالی یکسان مهم است؟

برخی افراد شاید پذیرفته باشند که مسائل مالی آنقدرهم مهم نیست. اما بازهم میدانند که به هرحال نمیتوان این مورد را نادیده گرفت. زندگی به پیش میرود و مسائل مالی هم جزو جدانشدنی آن است. آنهایی که ازدواج های جوگیرانه انجام میدهند به کنار. اما آنهایی که میدانند ازدواج موضوع مهمی است و نمیتوان به راحتی از آن گذشت، درمورد برخی مسائل باهم صحبت میکنند.

درواقع سری مقالات نیمه گمشده هم در همین مورد است. تک تک نشانه هایی که برای نیمه گمشده اشاره شده است، مسائلی هستند که باید قبل از ازدواج آن را مشخص کرد. داشتن هدف گذاری مالی یکسان نیز یکی از این موارد مهم است. زمانی که تمام هزینه های زندگی دو نفر باهم یکی است، امکان ندارد که بدون داشتن هدف گذاری مالی یکسان بتوانند باهم زندگی کنند. مگر میشود یک نفر که اصطلاحاً زندگی لاکچری دوست دارد، با یک نفر فرد قانع و ساده زیست بتواند زندگی کند؟ بنابراین اهمیت این موضوع برای ازدواج بالاست.

مشکلات نداشتن هدف گذاری مالی یکسان

 

در صورت نداشتن هدف گذاری مالی یکسان، عملاً زندگی متوقف میشود. در کل دو حالت درآمدی وجود دارد:

  • زوجین هردو شاغل هستند
  • یکی از زوجین شاغل است

ابتدا گزینه اول را در نظر میگیریم:

فرض کنید این زوج هدف گذاری مالی یکسان ندارند. در این صورت هرکسی درآمد خود را برمیدارد و به فکر هزینه های خود است. ممکن است گاهی برای خانه هم وسایل لازم را بخرد اما تنها در صورتی که خود مایل باشد. از دسترسی همسر به درآمدش جلوگیری میکند و کنترل درآمدش را خود به دست میگیرد. در نتیجه این دو نمیتوانند هیچگاه به اندازه درآمد هردونفرشان به اهداف برسند. هرکسی مجبور است با درآمد خود اهداف خود را پیش ببرد. ممکن است هردو اینها سرمایه گزاران خوبی باشند اما بخاطر اینکه هدف گذاری مالی یکسان ندارند، به تنهایی اهداف خود را دنبال میکنند.

هدف گذاری مالی یکسان

چنین زندگی شاید تا مدتی دوام بیاورد و ظاهراً مشکلی نباشد. اما مطمئناً بر سر مسائل خاصی مشکلات بزرگ به وجود خواهد آمد. حتی ممکن است در چنین زوج هایی زن نه تنها درآمد خود را به شوهرش ندهد، بلکه مقدار زیادی از شوهر خود نیز به عنوان نفقه پول درخواست کند. شاید بگویید که این کار قانوناً و شرعاً حق زن است. این درست است اما مطئمناً بازهم این زندگی یک ازدواج موفق و عاشقانه نخواهد بود.

حال گزینه دوم را در نظر بگیرید:

اگر یکی از زوجین شاغل باشد و این دو هدف گذاری مالی یکسان نداشته باشند، مشکلات چند برابر میشود. در گزینه اول هرکسی با درآمد خود روزگار میگذراند. اما در حالت دوم یکی از اینها از لحاظ مالی وابسته به دیگری است. از طرفی هدف گذاری مالی یکسان هم ندارند. حال میتوان تصور کرد که چه مشکلاتی ممکن است پیش آید.

منظور از داشتن هدف گذاری مالی یکسان چیست؟

منظور این نیست که این دو نفر دقیقاً مثل هم فکر کنند و به فکر خرید یک چیز باشند. بلکه منظور این است که اگر قرار است کالا یا خدماتی را خریداری کنند، در راستای هدف مشترک زندگیشان باشد. اینطور نباشد که یکی بخواهد و یکی مخالف باشد. درمورد اهداف مالی بزرگ مانند سرمایه گزاری یا خرید خانه نیز تا حدود زیادی انتخاب یکسانی داشته باشند.

هدف گذاری مالی یکسان

همینطور رابطه به نوعی باشد که اگر قرار است خارج از فضای مشترک خود چیزی خرج کنند، به همدیگر تذکر دهند و همدیگر را به پیش رفتن و اصولی خرج کردن راهنمایی کنند. اینطور نباشد که به صورت پنهانی هرکس به اهداف خود فکر کند.

فرض کنید زوجی برای خود برنامه دارند که در عوض گرفتن یک عروسی بزرگ، پول خود را سرمایه گذاری کنند. در اینصورت میتوانند خانه ای برای خود بخرند. این تصمیمی است هردو باید راضی به آن باشند. در این حالت اینها هدف گذاری مالی یکسان دارند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.