قضاوت کردن ممنوع

629

قضاوت کردن موضوعی است که بسیار میشنویم و از زمان های قدیم تا به امروز همواره در اجتماع با آن روبرو بوده ایم. همه از قضاوت کردن دیگران ناراحت هستند و پیامشان همواره این است که قضاوت کردن ممنوع. اما آیا کسی که خود قضاوت شدن را دوست ندارد، به همان اندازه هم از قضاوت کردن دوری میکند؟ به جز مشکلاتی که قضاوت کردن در روابط و اجتماع به وجود میاورد، در زندگی مشترک نیز باعث بروز مشکلات جدی میشود. بنابراین بهتر است نگاهی هم به مقاله اختلاف بین زوجین بیندازید.

اما در ابتدا قبل از بررسی موضوع قضاوت، یک داستان کوتاه بیان میکنیم.

قضاوت کردن

کور خود و بینای مردم

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسباب کشی کردند. روز بعد داشتند صبحانه می خوردند که زن همسایه اش را درحال آویزان کردن لباس های شسته دید و گفت: «لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمی داند چطور لباس بشوید. احتمالاً باید پودر لباس شویی بهتری بخرد.» همسرش نیز نگاهی کرد و چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباس های شسته اش را برای خشک شدن آویزان می کرد، زن جوان همان حرف را تکرار می کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس های تمیز روی بند که طبق معمول زن همسایه آویزان کرده بود تا خشک شود، تعجب کرد و به همسرش گفت: «یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده؟! مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره هایمان را تمیز کردم!». به همین سادگی و راحتی میتوان مرتکب قضاوت کردن شد.

ضرب المثل جالبی وجود دارد که دقیقاً به همین مسئله اشاره می کند: کور خود و بینای مردم.

آن زن نسبت به زن همسایه اش قضاوت اشتباهی کرده بود؛ با اینکه ایراد از خودش بود که پنجره هایش را تمیز نکرده بود. خیلی از اوقات قضاوت های ما ممکن است به همین شکل باشد. شاید نظر ما دچار مشکل باشد و نسبت به دیگران دچار خطا باشیم.

آیا تا بحال با خودتان فکر کرده اید که چرا به خودمان اجازه قضاوت کردن میدهیم؟ آیا هرگز به فکر این افتاده اید که ریشه این میل به قضاوت کردن را پیدا کنید؟ اگر فقط ذره ای حس کنیم که ممکن است ما هم مرتکب اشتباه همین زن باشیم، آیا باز هم به این راحتی می توانیم دست به قضاوت دیگران بزنیم؟

تمام مشکل از زمانی شروع می شود که می خواهیم خودمان را کامل و بی نقص فرض کنیم و به خودمان اجازه می دهیم که دیگران را قضاوت کنیم. یعنی ما می شویم معیاری برای اینکه آیا بقیه درست رفتار می کنند یا نه. اگر کسی مثل ما رفتار کند، حرف بزند، فکر کند، لباس بپوشد و … او را می پذیریم و می پسندیم و خدا نکند که او خلاف خواست، میل و باور ما رفتار کند؛ درآن صورت شروع می کنیم به قضاوت کردن. حین قضاوت کردن هم بسیار قاطعانه نظر میدهیم.

قضاوت کردن

جالب است بدانیم هر که به دانایی واقعی (دانایی واقعی یعنی همین که بدانیم که ما نسبت به خیلی چیزها نادانیم) رسیده و باور درستی در او شکل گرفته باشد، نه با این قطعیت می تواند ادعا کند که من همه چیز را می دانم و نه اینکه دلیلی برای اینکار می بیند که دیگران را قانع کند که مثل من فکر کن و…

کسی را در نظر بگیرید که خیلی زود جوش است و سریع با دیگران ارتباط برقرار می کند و به قول معروف شخصیت برون گرایی دارد . همین شخص در یک مهمانی با فردی روبرو شود که آرام و بی سر و صداست و گوشه ای نشسته و به اطرافیان توجه خاصی ندارد و شاید نتواند با دیگران راحت ارتباط برقرار کند و شخصیت  درون گرایی داشته باشد.  ممکن است آن شخص برون گرا شروع به قضاوت کردن نسبت به شخص درون گرا شود و او را فردی بی حوصله، بی ادب و … تصور کند، در صورتی که به هیچ عنوان اینطور نیست و آن فرد در آن لحظه نه بی حوصله است و نه بی ادب فقط نوع رفتارش با ایشان فرق دارد؛ همین و نه هیچ چیز دیگر.

تا به حال برایتان پیش نیامده که با یک یا دو بار دیدن کسی برداشتی نسبت به او برایتان ایجاد شده باشد و بعد از اینکه بیشتر او را شناخته اید نظرتان نسبت به او فرق کرده است؟ به نظرتان این ناشی از چیست؟ آیا این هم نوعی قضاوت کردن نیست؟ آیا خود این مسئله نمی تواند روابط ما را محدود کند و امکان شناخت اطرافیان را از ما بگیرد؟

قضاوت کردن

برای جلوگیری از قضاوت کردن چه باید کرد؟

بیشتر قضاوت کردن ها و انتقاداتی که از دیگران می کنیم، ساخته و پرداخته ذهن ما و ناشی از احساسات زودگذر است. ممکن است کاری، حرکتی یا حرفی موجب ناراحتی ما شده و بخاطر همین نمیتوانیم درست فکر کنیم و در پی آن مرتکب اشتباه میشویم. بدتر اینکه همین خطا را به عنوان حقیقت محض تصور می کنیم.

اما با درک درست و کمی تلاش، بصیرت درست و تعقل بیشتر نسبت به مسائل اطرافمان می توانیم جلوی قضاوت کردن را بگیریم. همچنین میتوان به جای قضوات های عجولانه، بر روی دوستی و درک متقابل تمرکز کنیم. حتی اگر علاقه چندانی به رفتار خاصی نداشته باشیم، بازهم می توانیم به جای قضاوت کردن عجله ای و بی جا، از رفتارهای دیگران به عنوان درسی برای ارتقاء شخصیت خودمان استفاده کرده و اعتقادات و تصورات غلط را از ذهنمان دور کنیم و همچنین بینش فردی را نسبت به شخصیت درونی خود بالا ببریم. با این روش می توانیم خود را از دست وسوسه های درونی برای قضاوت دیگران نجات دهیم و به جای آن برروی رفتار خودمان تمرکز کرده و راه رسیدن به شادی و سعادت را پیدا کنیم.

به عنوان جمله پایانی میتوان گفت که: قبل از آنکه درباره راه رفتن کسی قضاوت کنیم، بهتر است کمی با کفشهای او راه برویم!

6 نظرات
  1. اميد روشنگر می گوید

    سلام و احترام
    مطلب قضاوت كردن را مطالعه كردم و بسيار مفيد بود. اين موضوع از علاقمندي هاي من هست و به نظرم شما بسيار ساده و در عين حال دقيق به تشريح آن پرداختيتد.
    عالي…
    ممنونم

  2. علیرضا آزاد می گوید

    بنظرم ” وجدان” تنها قاضی درونی است
    که احتیاج به هیچ محکمه ایی ندارد…
    متشکرم
    سالم و تندرست باشید

  3. محسن محمدی می گوید

    با سلام
    خیلی جالب و آموزنده بود، مخصوصا از داستان زیبایی که در ابتدای نوشته بود خیلی لذت بردم.

  4. امیر مصطفی می گوید

    بسیار عالی و دقیق توصیف کردید
    قضاوت کردن واقعا بلای جان ماست
    امیدوارم که همه ما قاضی کارهای خودمان باشیم

  5. davari می گوید

    سلام
    ممنونم از اینکه به سادگی موضوع قضاوت را مطرح کردید
    راهکار شما را از همین امروز مورد استفاده قرار می دهم
    ممنونم

  6. حامد قاسمی می گوید

    ممنون از مقاله مفیدتون.این مقاله من را به یاد حدیثی می اندازد.
    حضرت علی(ع)فرمودند:زودقضاوت نكنید. زود به انتهای قضیه نرسید و یكه به قاضی نروید، یا در میان صحبت‌ها مدام دنبال درست و غلط نگردید. قبل از نتیجه گیری كردن در مورد حرف‌های دیگران كمی فكر كنید ؛‌خصوصا اگر می‌دانید این صحبت فقط از یك احساس زود گذر نشات می‌گیرد

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.