دلیل فحش دادن چیست ؟ چرا و به چه کسی فحش میدهیم؟

116

درحال و احول خودم درحال گذر از خیابان ولیعصر بودم. چند نفری جلوتر از من بودند و درحال مشاجره با چند نفر دیگر. در حین درگیری فیزیکی، تمام افرادی همزمان فکشان هم کار میکرد و در حد توان فحش نثار خواهر، مادر و تمام اقوام زن طرف مقابل می کردند. حال بجز اینکه راه را بند آورده بودند، همیشه برایم سوال بود که چرا افراد در چنین مواقعی از این نوع الفاظ و روش فحش دادن استفاده میکنند؟ 

موضوع بحث در این مقاله دقیقاً مقوله فحش دادن است و اینکه چرا این موضوع در جامعه ما بسیار رواج دارد؟

یکی از تفاوت های انسان با حیوان در همین توانایی حرف زدن است. اما گاهی همین حرف زدن باعث درگیری و دوری بین انسانها میگرد. ابتدا باید دید فحش دادن به چه معناست. 

فحش دادن

مفهوم فحش دادن چیست؟

فحش نیز نوعی از برقراری ارتباط است؛ اما از نوع منفی آن. در هر ارتباطی، سه طرف وجود دارد؛ پیام دهنده، پیام گیرنده و خود پیام. در فحش دادن هم همین بخش ها وجود دارند و چون هر دو طرف مقابل در رو به روی هم هستند، بین همدیگر فحش های بیشتری رد و بدل میکنند. اینجا هم مشکل اصلی در پیام دادن یا گرفتن نیست بلکه مشکل در محتوای پیام است. 

پیامی که در امر فحش دادن وجود دارد همان فحش است که از یکسری کلمات مرتبط با اعمال جنسی، آلت های جنسی و کاربردهای آنها تشکیل شده است. فرد به گونه ای از این کلمات استفاده میکند که گویی کسی در بحث باروری او شک دارد و میخواهد به همگان ثابت کند که “نه من مشکل جنسی ندارم و میتوانم هزاران زن را باردار کنم”! 

چه مواقعی عمل فحش دادن اتفاق میفتد و انسانها فحش میدهند؟

تابحال دو نفر در هنگام خوشی به یکدیگر فحش داده اند؟ بله! زمانی که جوانها و دوستان صمیمی به هم میرسند و به جای قربان صدقه رفتن، از فحش استفاده میکنند. اکثراً هم از نام حیوانات برای یکدیگر استفاده میکنند. مثلا “خره نمی دونی چقد دلم برات تنگ شده بود! کره خر چه بزرگ شده”! و مثالهایی از این دست که بسیار زیاد است.

در واقع اکثراً از کلماتی استفاده می کنند که به خودی خود می تواند توهین آمیز باشد اما به قصد فحش استفاده نشده است؛ مثلا “گمشو، بمیر یا خفه شو”.

در موارد بالا فحش دادن به جای نوازش دادن استفاده می شود و قصد، ناراحت کردن طرف مقابل نیست. اما در مواقعی که فحش به عنوان یک تخلیه هیجانی و برای آسیب زدن به شخصیت طرف مقابل بکار می رود، همان وقتی است که آدمها منطقشان کور می شود وصرفاً بصورت هیجانی به حرف یا عملی واکنش نشان میدهند.

البته جالب است بدانید که استفاده از الفاظ رکیک در جهت تخریب شخصیت طرف مقابل که حتی می تواند به صورت بی کلام و ادا درآوردن باشد، جرم محسوب می شود و مجازات مشخصی از شلاق و جریمه نقدی دارد ( البته خود این مجازات هم جای بحث دارد. در مورد مسائل حقوقی آن شما را ارجاع می دهم به سایت و اینستاگرام دوست دانشمندم سرکار خانم فیض الهی به نام vakilyar.).

آیا فحش دادن یک رفتار انسانی است؟

اینکه فحش دادن یک رفتار انسانی است یا نه را می توان از دو دیدگاه بررسی کرد:

اگر از جهت اخلاقی به آن نگاه کنیم و بخواهیم خوب یا بد بودن آن را تشخیص دهیم، قطعاً هر رفتاری که باعث آسیب رساندن به دیگری باشد بد است. طبیعتاً کسی که مورد فحاشی قرار می گیرد احساس ناخوشایندی پیدا می کند و آسیب روحی می بیند. پس دادن فحش کاری غیرانسانی است و نباید کسی به خودش حق چنین کاری را بدهد. گرچه حتی اگر فرد احساس کند که حق دارد، طرف مقابل بازهم میتواند از او شکایت کند. 

همچنین خود فردی که فحش می دهد هم از رفتار خود احساس رضایت نمی کند و همین باعث می شود هر بار که این کار را انجام می دهد حس بدتری نسبت به خودش داشته باشد و تصویر ذهنی او از خود بدتر و بدتر شود. همچنین از آنجایی که افراد برای ادامه زندگی نیاز دارند که خود را بپذیرند، کارهای خود را توجیح میکنند و طوری وانمود  می کنند که کار بسیار خوبی انجام داده اند. حال در این مرحله او دیگر ابایی از تکرار فحش هایش ندارد و به قول معروف “دیگر برایش شهرام، بهرام فرق نمی کند”. او حتی دیگر رعایت بزرگتر و کوچکتر را هم نمی کند. اینجاست که می گویند “فلانی مثل نقل و نبات فحش از دهنش بیرون می آید”.

از طرفی فحش دادن کاریست کاملاً انسانی چراکه بجز انسان هیچ حیوانی به حیوان دیگر فحش نمیدهد! 

پس می بینید که فحش دادن کاری است که فقط از طرف ما آدمهای همه چیز تمام انجام می شود!

چرا برای فحش از حیوانات، میوه ها یا حتی اشیاء و احساسات مبهم استفاده می شود؟

در طول تاریخ برای ظلم کردن همیشه رفته اند سراغ آنکس که دیوارش از همه کوتاه تر بوده است. خب در مقایسه با انسان و حیوانات دیگر، به نظرتان دیوار کدامیک کوتاه تر است؟ انسان یا اسکل، انسان یا چلغوز، یا شاید هم به نظرتان دیوار دسته بیل بلندتر است؟  فقط به همینها هم بس نکرده ایم و از جزئی از قسمتهای بدن حیوانات هم استفاده کرده ایم مثلا زهر مار! حس مبهم بختک را هم گاه و بیگاه برای تخریب استفاده می کنیم.

فحش دادن

ما انسانها دو جنبه در وجودمان داریم: ارباب و برده

دربرابر بعضی ها جنبه اربابی مان می زند بالا و دربرابر بعضی ها هم برده ایم. شما بگویید به نظرتان چرا شیر را سلطان جنگل می نامیم و شجاعت را به شیر نسبت می دهیم؟ معلوم است، برای اینکه ابهت شیر جنبه بردگی ما را بیدار می کند و ما دربرابرش خود ضعیف تر و آسیب پذیرتر می دانیم و به همین علت احترام خاصی برای شیر قائلیم. در نتیجه هرگز هنگام فحش دادن که می خواهیم کسی را تحقیر کنیم از حیوانی که در ناخودآگاهمان نسبت به ما برتری دارند استفاده نمی کنیم.

از آن سو، هر حیوانی که خیلی برایمان فایده دارد و ما از همه وجودش استفاده می کنیم و یا برایمان کار انجام می دهد و یا اینکه کاملا بی آزار است و ما از طرف او احساس خطری نمی کنیم و حتی آن جنبه اربابیمان نسبت به آن قلمبه می شود و بالا می زند را سنگ قلاب خود می کنیم  و به عنوان فحش به سمت این و آن پرتاب می کنیم.

با این تفاسیر، شما چه فکر می کنید؟ آیا فحش ها از حقارت ما سرچشمه می گیرد یا از احساس بزرگ منشی ما؟

چرا مردها وقتی می خواهند فحش بدهند به خواهر یا مادر طرف مقابل فحش میدهند؟

معمولاً وقتی می خواهند کسی را اذیت کنند به او فحش می دهند. اکثراً هم میتوان فرد را از نقطه ضعف او تحقیر کرد. متاسفانه نگاه اغلب افراد این است که زنها جزء داراییهای مردها هستند و برای همین می گویند خواهر فلان یا مادر فلان و با اینکارها و این حرفهای زشت درواقع می خواهند مرد طرف مقابل را تحقیر کرده و بگویند که تو فرد بی دست و پایی بودی و نتوانستی از دارایی های خود مواظبت کنی. 

از طرفی وجود یک چنین فحش هایی در سطح جامعه نشان دهنده افکار آن اجتماع در آن مورد خاص است. متاسفانه در اینجا یعنی “ای زن تو از خود ارزشی نداری و درحد اموال یک مرد هستی و دیگر اینکه تو فقط یک کاربرد و نقش داری آن هم رفع نیاز جنسی افراد است و دیگر اینکه تو تصمیم نمی گیری شریک جنسی ات چه کسی باشد هر کس که قوی تر باشد می تواند به تو برسد!”.

این یک مسئله فرهنگی است و برای رفع آن نیز باید کار فرهنگی انجام شود. اگر می خواهید شاهد رد و بدل شدن چنین فحش ها و حرفهای رکیکی در سطح اجتماع نباشید، نیاز است که زیرساخت فکری مردم و قوانین کشور نسبت به زن و جایگاه او در قانون و عمل تغییر مثبت کند. یعنی دیگر شاهد پوشاندن لباس زنانه توسط پلیس به تن مردی از دار و دسته اراذل اوباش نباشیم (متاسفانه این کار برای تحقیر و تنبیه اراذل اوباش توسط نیرویی که باید حرمت همه شهروندان را حفظ کند انجام میشود). در آن صورت همانطور که شیر جنگل به عنوان فحش استفاده نمی شود دیگر کسی به خودش این اجازه را نمی دهد که به زنی در هر جایگاهی توهین کند.

فحش دادن

چرا حجم زیادی از فحش در شبکه های مجازی در میان ایرانی ها حتی نسبت به کسی اصلاً هیچ شناختی از او ندارند رد و بدل می شود؟

زودپزهای قدیمی را یادتان میاید؟ اگر روی شعله بودند و جلوی خروج بخارشان هم گرفته میشد، میترکیدند. جوانان و مردم هم متاسفانه به هر دلیلی به جایی رسیده اند که از نظر روانی ترکیده اند. از قدرت تصورتان استفاده کنید اگر یک زودپز بترکد چه اتفاقی می افتد؟ بله تمام مواد داخل زودپز بطور تصادفی و به شکل خیلی ناجور به این طرف و آن طرف پرت می شود و صحنه خیلی زشت و کثیفی ایجاد می کند.

حضور کاربران ایرانی و متاسفانه فحش های نوشته شده از طرف بسیاری از آنها یک چنین صحنه زشتی را در فضای مجازی ایجاد کرده است.

بسیاری از افرادی که چنین کارهایی می کنند اصلاً طرف مقابل خود را نمی شناسند. اما برای تفریح، از سر بیکاری و برای تخلیه هیجانی و رهایی از همان احساس حقارت درونی فحش می دهند. اگر فردی احساس باارزشی داشته باشد و خود را فردی دوست داشتنی بداند مطمئن باشید دیگری را هم دوست دارد و امکان ندارد که بخواهد هیچ کسی و مخصوصاً کسی را که از نزدیک ندیده و نمی شناسد بیازارد و تحقیر کند.

فحش نشانه چیست؟

فحش دادن نشانه احساس حقارت، حس مورد ظلم واقع شدن از طرف دیگران و حس اینکه حقش خورده شده، است و یک جور ارضاء کلامی است. معمولاً فردی پشت این کلمات مخفی است که از ابراز وجود در موقعیتهای واقعی دچار نگرانی است و فرار می کند و یا به صورت افراطی در منگنه است و به نوعی پرخاشگری درونی اش را به سمت بیرون از خود می فرستد تا از خودزنی روانی خودش جلوگیری کند اما در واقع دارد همینکار را می کند. او فردی است که توجه می خواهد اما بلد نیست توجه درست و سالم را بدست آورد و مهارت های ارتباطی را نمی داند.

دلیلی بسیار بسیار تاسف آورتر هم برای این فحاشی ها وجود دارد و آنهم بدست آوردن فالو کنندگان و لایکهای بیشتر و در واقع جلب توجه کردن برای اینکه افراد بیشتری کنجکاو شوند و به صفحه آنها سربزنند. البته اینها از همان سری افرادی هستند که برای جلب توجه هرکاری می کنند   تنها تفاوت این است که اینها فقط در دنیای مجازی هستند. بسیاری از این فحاشان دنیای مجازی در دنیای واقعی ماسک آدمهای موجه و مودب را به چهره می زنند و در اجتماع، سر کار و در کوچه و خیابان در حال عادی هستند.

چطور میتوان فحش نداد؟

همه از کودک درون شنیده ایم و یا حتی کودک آسیب دیده درون را هم می شناسیم. اما ممکن است کمتر راجع به بزرگسال سالم صحبت شده باشد. هر فردی یک بزرگسالی هم درون خود دارد که با تعلیم و تحمل و تمرین می توان آن بزرگسال سالم را در خود بزرگ و بزرگ و بزرگتر کرد و به این شکل علاوه بر اینکه قادر خواهیم بود از زندگی لذت ببریم، می توانیم موجب شادی و لذت دیگران هم بشویم و هرگز احساس نکنیم که برای برآورده کردن نیازهای معمولی و حق خود مجبوریم از راههای غیر اصولی استفاده کنیم.

 

در نهایت امیدواریم پیروز، موفق و بی نیاز به فحش باشید.

نگار رضوی

بدون نظر
  1. ممشلو می گوید

    چقدر روان و شیوا توضیح دادید. امیدوارم به کمک همدیگه بتوانیم زیرساختهای فرهنگی رو اصلاح کنیم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.