نگرانی و اضطراب را از خود دور کنیم…

 

    دلواپسی چرا؟ دلواپسی یعنی چه؟

تاثیرات نگرانی و دلواپسی بر زندگی ما چیست؟

 

عصر ما عصر دلواپسی است. هر گوشه دنیا دلیلی برای اضطراب و دلواپسی دیده می شود. حقیقت را نمی شود و نباید نادیده بگیریم. درست است که شایع ترین بیماری جهان اضطراب است و نتیجه اش هم دلواپسی ولی ساده ترین بیماری جهان هم که قابل درمان و حله همین اضطراب است و می شود که دلواپسیها حل بشوند. البته این را هم می دانید که آدم بی اضطراب آدم مرده است، کمی اضطراب برای هر فردی لازم است اما فقط کمی!

00

تاثیرات دلواپسی

اگر دلواپسان پی درمان خود نروند اطرافیان خودشان را هم راحت نمی گذراند و استرس و اضطراب خودشان را منتقل می کنند. اضطراب و دلواپسی منجر به افسردگی شده و افسردگی منجر به خشم و عصبانیت می شود و وسط این مثلث نکبت استرس قرار دارد و این مثلث بیچاره کننده است. پس تا حد امکان نباید گذاشت این مثلث ایجاد شود. اگر ایجاد شده باید از شر آن خلاص شد تا بتوان از زندگی لذت برد.

تاثیرات دلواپسی بر کیفیت زندگیمان

وقتی مضطرب و دلواپس هستیم زمانی را که باید صرف لذت بردن از زندگی بکنیم به نکندها و چرا اینطوری شدها می گذرد و طبیعتا” کیفیت زندگیمان خیلی کمتر از حالتی است که فارغ از هر اگر و امایی می توانیم لذت ببریم. زمانی که باید صرف پیشرفت و موفقیتمان شود صرف، اگر نتوانم به موقع تمام کنم ها و اگر به آن خوبی که باید نشودها می شود.

تاثیرات دلواپسی بر روابطمان با دیگران

ما وقتی نگران و مضطرب هستیم کم کم می بینیم تبدیل شدیم به موجودی که سردرگم و آشفته است و این می تواند بر روابطمان با پدر و مادر، خواهران و برادران، همسر، فامیل، دوستان و حتی همکاران و بطور کل هر کسی که با او در تماس هستیم تاثیر بگذارد.

بعضی روابط انگار انرژی منفی تولید می کنند و ارتباط با شخص نگران یکی از آنهاست. وقتی افراد حالشان گرفته می شود وقتی با فلانی در رفت و آمد هستند خب طبیعی است که سعی می کنند ارتباطشان را با او کم کنند و این اویی که ارتباطش کم می شود می تواند همسر و هر عزیز دیگری باشد.

تاثیرات دلواپسی بر کارمان

محیط کارمان جایی است که ما و تعدادی همکار، ارباب رجوع، رئیس و … دائما” در ارتباط هستیم. وقتی یک طرف این ارتباط مشکل داشته باشد همانطور که در قبل گفتم می تواند رابطه را بهم بزند. مثلا” به عنوان یک کارمند حواسش خوب جمع کارش نیست و فراموش می کند، انرژی زیاد ندارد و به قول معروف دست و دلش به کار نمی رود و …  .

اگر رئیس است دائما” در حال ایراد گیری است و احساس می کند که کارها به موقع انجام نمی شود و همیشه دلواپس است پس مدام غر می زند و … . حالا خودتان تصور کنید چه اوضاعی می شود و معلوم است دیگر آن محیط کار تبدیل به جهنم می شود و یا کار را رها کرده و اوضاع بدتر می شود و یا روزهای ملال آوری را پشت سر هم می گذرانیم و هر روز منتظریم که آخر هفته برسد و پایان روز تعطیل خیلی حالمان خراب می شود که حس کنیم که ای وای از فردا روز از نو و تمام آن بدبیاریها و بداخمی ها و … از نو. پیشنهاد می کنم سری به سایت شنبه شاد بزنید.

Untitled-2

تاثیرات دلواپسی بر جسم مان

خیلی از بیماریهای جسمانیمان هم ریشه روانی دارد. احتمالا” برای خودتان یا اطرافیانتان پیش آمده که برای یک بیماری جسمی به دکتر مراجعه کردید و تشخیص داده اند که هیچ مشکل جسمی ندارید و شما می مانید که پس این حس من چیست و یا بسیار بیماریهای جسمی هست که پس از مدتها اضطراب و دلواپسی که در زندگی فرد تحمل کرده در او آشکار می شود که دکتر می گوید ریشه اش عصبی است. بیماریهایی مثل زخم معده، فشارخون، بیماریهای قلبی-عروقی و حتی بسیاری از سردردهایی که به محض ظاهر شدنشان با یک مسکن قوی می رویم سراغش و فقط می گوییم نه چیزی نیست سالها این سردرد را دارم همین را بخورم خوب می شوم.

زبان بدن دلواپس ها

دلواپسها کاملا” مشخص هستند. آنها دستان و پاها و صداهای لرزانی دارند، نگاه نگران، چهره های درهم کشیده و پیشانی هایی پر از چین و چروک، آههای طولانی و تنقس های تند تند، پلک زدنهای پشت سرهم، بی قراری، مدام گلویشان را صاف می کنند و به سر و صورتشان دست می کشند، زیاد عرق می کنند و می بینید که مدام کف دستهایشان را به لباسشان می کشند، راحت نمی توانند به چشمان فرد روبرویشان نگاه کنند و مدام اینها را در حال گاز زدن سر خودکار و مداد  و کندن پوست لبشان با دندان یا خوردن ناخن یا کندن ریشه اطراف ناخنها و حتی کندن پوست دست یا پای خودشان می بینید.

حالت تهوع تقریبا” همیشگی و چاقی، خواب نامرتب و آشفته، حافظه تحلیل رفته ( همیشه از این شاکی هستند که قبلا” حافظه خوبی داشته اند و حالا کوچکترین چیز را فراموش می کنند. جالب است بدانید که اضطراب طولانی مدت واقعا” هیپوکامپ را که در حافظه نقش دارد کوچک می کند)، وسواس و انقباض همیشگی عضلات هم در اینها دیده می شود. مدام نگران هستند که مبادا به کارهایشان به موقع نرسند و …

 

راه کارهایی برای اینکه نگران نباشم

نمی خواهم بگویم که نگرانی هایمان حقیقی نیست ولی خیلی از این نگرانی ها بعلت برداشتهای اشتباه ما از حقیقت موجود است.

می خواهید از دست این دلواپسی ها رها شوید یادتان باشد که در لحظات تنهایی خودتان به اضطرابها و نگرانی ها فکر نکینید. علاوه بر این کارهایی را می توانید انجام دهید که اضطراب منفی ( قبلا” گفتم که کمی اضطراب برایمان نیاز است ) سراغتان نیاید.

  • ورزش کنید که هم حالتان را خوب می کند و هم خوابتان را. برای آشنایی بهتر با تاثیرات ورزش بر آرامش به سایت بسیار مفید علی آزاد مراجعه کنید.
  • تنفس دیافراگمی داشته باشید که هم اکسیژن بیشتری بگیرید و هم اگر خواستید آوازی هم بخوانید حجم ریه خوبی داشته باشید و نفس کم نیاورید! ضمنا” هرچه کنترل بیشتری روی اعمال فیزیکی خود داشته باشید از میزان اضطراب و نگرانی تان هم کم می شود.
  • در کارهای روزمره تان نظم و انضباط داشته باشید.
  • معنویت در زندگیتان می تواند آرامش بیشتری را برای شما بدنبال داشته باشد و این معنویت را از طرق مختلف که مورد خواست خودتان است کسب کنید.
  • کارهایی را که دوست دارید انجام دهید.
  • هرچه ارتباطات اجتماعی و دوستانه بیشتری داشته باشید بهتر است و کمتر احساس دلواپسی می کنید.
  • شنیدن و دانستن واقعیتهای دنیا خوب است ولی خود را مورد بمباران این اخبار قرار ندهید. درست است که در دنیا جنگ و ظلم و بی عدالتی هست ولی بسیار هم موارد نوعدوستی و صفا و جاهای زیبا وجود دارد. شنیدن دائمی خبرهای بد شما را کم کم تبدیل به موجوی افسرده و نگران خواهد کرد.
  • تا می توانید بخندید و زمانی هم از ته دل گریه کنید.
  • مسائل کوچک را بزرگ فرض نکنید و بدانید که بدترین شرایط هم می گذرد.
  • به محض اینکه احساس کردید که حالتهای نگرانی دارد به سراغتان می آید شرایط خود را تغییر دهید.

سخن آخر

به قول فریدون مشیری در نهایت اینکه:

گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ

        هفت رنگش می شود هفتاد رنگ

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *