چگونه با داشتن سبک زندگی سالم میتوان سلامت روانی خود را به دست آورد؟

108

سلامت روانی و نشانه های آن چیست؟

تا مدت های طولانی، هرگاه صحبت از سلامت روانی و مشاوره روانی میشد، مقصود انسان هایی بودند که از لحاظ روحی روانی مشکلات زیادی داشتند. اما این روزها وقتی صحبت از سلامت روانی می شود مقصود بالاتر بردن کیفیت زندگی است و برای تمام افراد صادق است. یعنی ما در عین اینکه سالم و موفق هستیم و از زندگی نیز لذت میبریم، اما برای این که چطور شادتر، موفق تر و خوشبخت تر باشیم به مشاوره نیاز داریم.

ابتدا سعی میکنم به صورت خیلی ساده و مختصر تعریفی از سلامت روانی و اینکه چه کسی از سلامت روانی برخوردار است ارائه دهم و سپس توضیح دهم که این فرد چه ویژگیهایی دارد و در نهایت راهی برای سالمتر بودن از قبل ارائه خواهم کرد.

چه کسی دارای سلامت روانی است؟

  • شخصی که از وجود خود راضی باشد.
  • بتواند هیجاناتش را کنترل کند.
  • ضعفهای خود را بشناسد.
  • به گروه خاصی احساس تعلق داشته باشد.
  • درحلقه دوستانی صمیمی باشد و بتواند این دوستی های با کیفیت را به مدت طولانی حفظ کند.
  • درقبال دیگران و محیط اطرافش احساس مسئولیت کند.
  • مسئولیت کارها و تصمیمات خود را داشته باشد.
  • برای خود آنقدر ارزش قائل باشد که به دنبال علائق خود برود و امکانات موجود را برای خود به حداکثر برساند.

سلامت روانی

موارد مذکور شاید کمی با ارزش های جامعه ما ناسازگار باشند و حتی نشانه اعتماد به نفس پایین نیز تلقی شوند؛ برای مثال، لزومی ندارد دختر خانمی که با نامزد خود به رستوران رفته است، اجازه دهد که غذا را او انتخاب کند. چراکه هر کس برای خود علایق خاصی دارد.

مشخصات افرادی که نظر روانی سالم هستند چیست؟

یکی از خصوصیات بارز افرادی که مشکل روانی ندارند این است که در آن مشکل زندگی می کنند.اگر از این افراد مثلاً پرسیده شود که “به سینما میای یا نه؟” یا جواب مثبت خواهد داد یا سعی میکند قرار را به زمان دیگری موکول کند. از سوی دیگر، اگر از افرادی که با خود راحت نیستند همین سوال پرسیده شود، جوابشان اینگونه خواهد بود: “چی؟ آخه باید از قبل می گفتی که روش فکر می کردم! نمیدونم!” و در کل جواب مطمئنی ندارد.

افراد دسته دوم حتی پس از اینکه تصمیمی میگرند هم شک دارند. اگر دلیل آنرا بپرسید دلیلی برای شک ندارد و فقط تنها دلیل او این است که “من عادت دارم حتماً از قبل اطلاع داشته باشم و وقتی غافلگیر میشم و تا ۱ ساعت نمیتونم تصمیمی بگیرم” مثبت نگری از خصوصیات دیگر این افراد است. البته در این باره توصیه میکنم به این مقاله دیگری با عنوان مثبت نگری و سلامت روانی را حتماً مطالعه کنید.

افرادی که سلامت روانی دارند بسیار مسئولیت پذیر و هدفمند است. این فرد کاملاً می داند که در زندگی به دنبال چیست و نسبت به نیازها و علائق دیگران هم حساس است و سعی می کند که کارهایی در برنامه اش باشد که به آسایش همگانی بیانجامد.  

سلامت روانی

چنین شخصی جدا از دیگری و بطور مستقل برای خود ارزش و احترام قائل است. او فقط خود را فرزند فلانی یا خواهر و برادر و یا همسر فلان شخص نمی داند. ارزش او ذاتی و مربوط به خود اوست و به توانائی های شخصی خود باور دارد. تمامی فعالیتهای انسانی که در سلامتی روانی به سر می برد ناشی از فلسفه ایست که برای زندگی قائل است و هر کاری در خدمت آرامش خود و تمام هستی است نه فقط خانواده یا همشهری ها و یا هم وطنانش. نگاه او به کل هستی است و برای تمامی چیزهایی که وجود دارند ارزش قائل است. او طبیعت را آلوده نمی کند. آب بیشتر از حد نیازش مصرف نمی کند. چنین فردی تنها به انسانها، حیوانات و گیاهان موجود عشق نمی ورزد بلکه موجودات آینده را هم در نظر دارد و آنها را دوست دارد و عاشقانه از حقشان دفاع و نگهداری می کند. او خود را جزء ارزشمندی در جهان هستی می داند که رسالتش آسایش خود و دیگران است.

چه چیزهایی سلامت روانی را به خطر می اندازد؟

  • نگرانی، دلواپسی و احساس گناه
  • وجود انواع بیماریهای روانی
  • وابستگی و عدم کنترل روی رفتارهای خود
  • رفتارهای اجتماعی نامناسب
  • نپذیرفتن خود و تلاش نکردن برای شکوفا کردن استعدادها و چه بسا حتی خود را فاقد استعداد دانستن
  • عدم یکپارچگی و انسجام شخصیتی و یا حتی از هم گسیختگی شخصیت و منعطف نبودن.

چه نوع سبک زندگی ما و خانواده مان را به سلامت روانی می رساند؟

  • سلامت جسمانی بسیار مهم است که می توان از طریق خوراک مناسب، خواب کافی و ورزش به آن رسید.
  • درک اعضای خانواده نسبت به هم و مدارا با یکدیگر.
  • داشتن روابط سالم و تشویق کننده نسبت به هم.
  • پذیرش و عشق بی قید و شرط و عدم سرزنش.
  • احترام به حقوق فردی کلیه اعضا خانواده در همه موارد بدون قضاوت.
  • عمل کردن به حرفهایی که زده می شود.
  • اخلاق مداری و روحیه معنویت در خانواده.
  • در لحظات بحرانی به شیوه ای درست برخورد کردن با مسائل.
  • حمایت و تشویق کردن در پیروزیها و شکستها.
  • تفریحات و فعالیتهای دسته جمعی با هم داشتن.
  • رعایت حد و حدود و قوانین خانواده توسط تمامی اعضا.
  • اکثر اوقات به شادی و خنده بگذرد؛ البته بدون تحقیر و توهین.
  • دنبال فرصت بودن برای انجام کاری برای یکدیگر و خوشحال کردن همدیگر.

 

بدون نظر
  1. عباس بادامی می گوید

    با سلام استاد گرامي.
    مقاله اي بسيار کاربردي و خوبي بود.
    ممنون از شما

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.