تقسیم کارها یکی از نشانه های تشخیص سالم بودن رابطه است

51

در سری مقالات نشانه های رابطه سالم، به معرفی موارد مهمی که نشان میدهند یک رابطه سالم است یا خیر، میپردازیم. یعنی اگر چنین نشانه هایی در یک رابطه مشاهده شد، معلوم میشود که آن رابطه سالم است. در این مقاله به یکی دیگر از نشانه ها، یعنی تقسیم کارها میپردازیم.

تقسیم کارها

منظور از تقسیم کارها چیست؟

منظور از تقسیم کارها این است که نباید کسب درآمد و دادن هزینه های زندگی تنها به عهده یک نفر (معمولاً مرد خانه) باشد.

تصور خیلی از آقایان در زندگی مشترک این است که خانم باید همیشه در خانه بماند و فقط کارهای مربوط به خانه را انجام دهد. البته مردهایی که حق بیرون رفتن حتی برای تفریح هم به زن نمیدهند، دیگر وجود ندارند یا اگر وجود دارند، تعدادشان بسیار کم است.

اما هنوز اکثر افراد (هم مردان و هم زنان) در جامعه ما بر این باورند که نیازی به کار کردن زن نیست. در واقع باور این افراد این است که کل هزینه های زندگی بر عهده مرد است و کار کردن وظیفه زن نیست. البته درست است که از لحاظ قانونی و شرعی چیزی به نام “نفقه” وجود دارد. اما منظور ما این نیست که چنین چیزی وجود ندارد.

منظور از تقسیم کارها این است که با توجه به تغییرات جامعه، دیگر به هیچ وجه منطقی نیست تمام بار یک زندگی بر دوش یک نفر باشد. همانطور که میبینیم، خانواده هایی که در آنها تنها نان آور خانواده فقط پدر خانواده است، با مشکلات زیادی روبرو هستند.

تقسیم کارها

چرا باید تقسیم کارها را انجام داد؟

البته این نگاه را از لحاظ مختلف میتوان بررسی کرد. برخی به زن بعنوان اولویت دوم و کسی که فقط باید در خانه و آشپزخانه زندگی کند، نگاه میکنند. برخی هم کاری با زن ندارند اما میگویند که نان آور خانواده مرد است و بس. در هر صورت فکر میکنند که این وظیفه مرد است که فقط کار کند.

در ابتدا باید گفت که کار برای تمام انسانهاست؛ چه مرد و چه زن. اما از طرفی زندگی در جوامع جدید بسیار پیچیده شده است و دیگر طوری نیست که یک نفر تمام هزینه ها را به دوش بکشد و پس از مدتی کار مداوم هم جان بدهد! همچنین هردوی طرفین جدا از هزینه های زندگی، هزینه های شخصی خود را دارند. برای مثال هزینه لوازم آرایشی در ماه را حساب کنید! در نتیجه تقسیم کارها کاملاً منطقی و ضروری است.

تقسیم کارها

نتایج تقسیم کارها چیست؟

پس طبیعی است که حتماً باید زن و مرد هردو در کنارهم برای موفقیت مالی بکوشند. در این حالت از بسیاری از مشکلات بالقوه که احتمال اتفاق افتادنشان کم نیست، جلوگیری میشود.

برای مثال اگر یکی از زن و مرد بیمار شود یا اتفاقی برایش بیفتد که مدتی نتواند کار کند، دیگری هنوز هم میتواند کار کند و به همسر خود نیز رسیدگی کند. در این صورت از فشار مالی و دیگر مسائل نیز خبری نیست.

یا فرض کنید در خانواده ای که تنها مرد کار میکند و تقسیم کارها انجام نشده است، گاهی اوقات هزینه های اضافی زندگی زیاد میشود. در این حالت مرد حق دارد که کمی از این قضیه ناراحت باشد. از طرفی زن هم حق خود میداند که از این خرج ها بکند. اما اگر هردو شاغل بودند، هرکسی سعی میکند بیشتر از حد خود خرج نکند. در اکثر موارد زن و مرد حقوقشان را باهم پس انداز کرده و خرج میکنند. یا اینکه یکی از آنها مدیریت حسابها را بر عهده دارد. اما در هر صورت هرکدام سعی میکنند هزینه های شخصی شان طوری باشد که به درآمد کلی خانواده ضربه نزند. در این حالت است که پیشرفت مالی اتفاق میفتد و فشار زندگی بر روی هردو تقسیم میشود. چنین رابطه ای یک رابطه سالم است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.