به نام خدا

تابستان مفید، تابستان را مفید می گذرانید؟

تابستان هم به نیمه رسید. انگار همین دیروز بود که تابستان شد و الآن و امروز که دارم این مقاله را می نویسم دقیقا” تابستان نصف شد. همین مسئله باعث شد که از خودم یک سوال بپرسم که : به برنامه هایی که برای تابستونت گذاشته بودی رسیدی؟ خوشبختانه من یک عادت خوب دارم و آنهم این است که برنامه هایم را با زمانی که برای رسیدن به هر کدام نیاز دارم می نویسم. رفتم سراغ دفترچه ام و دیدم که با اختلاف یکی دو روز زودتر و دیرتر کارهایی را که برای این زمان در نظر گرفته بودم جز یک مورد را، انجام داده ام و از برنامه هایم عقب نیستم. پس تا اینجا کارم درست بوده. البته فکر نکنید که یک شبه به اینجا رسیده ام که برنامه بگذارم و به برنامه ام برسم.

یک زمان، یعنی سالها قبل که نوجوان بودم، تعطیلات تابستان که شروع می شد یک دفتر برمی داشتم و شروع می کردم به نوشتن برنامه هایی که برای تابستان باید انجام می دادم. همینطور کار بود که پشت هم می نوشتم! یک لیست بلند بالایی از کارهای بسیار خوبی که همه برام خیلی مفید بودن تهیه می کردم و می رفتم به جنگ ( بله در واقع یک جور جنگ حساب می شد ) تابستان.

اما هیچ تابستانی را به یاد ندارم که به همه کارهایم رسیده باشم و به قول معروف توی یک چشم بهم زدن تابستان می گذشت و من می ماندم و یک دنیا افسوس و اما و اگر.

بعدها که بزرگتر شدم یاد گرفتم که برنامه ریزی ام را تعدیل کنم. یعنی چی ؟ الآن می گم: یاد گرفتم که مثلا” دو سه هدف عمده بگذارم و در طول تابستان تقسیمشان کنم. یعنی طوری نباشد که از همان اول تابستان انگار ماراتن شروع شده بروم در قالب مبارزه. سعی می کردم که بیشتر به روابط خانوادگی و دید و بازدیدهایی که مواقع دیگر کمتر می توانستم به آنها بپردازم، اهمیت بیشتری بدهم. در کنار اینها یکی دو کلاس آموزشی هم که نیاز داشتم می رفتم.

نفعی که اینکار برایم داشت این بود که :

  • احساس خیلی خوبی داشتم که به کارهایم طبق برنامه رسیده ام و دیگر آن حس منفی که وای تابستان گذشت و هنوز خیلی از کارهایم مانده را نداشتم.
  • از لحظه لحظه تابستانم لذت برده بودم و اوقات خوشی را گذرانده بودم.
  • شروع سال تحصیلی جدید سرحال و آماده وتازه نفس می توانستم کارهایم را شروع کنم. درست مثل فردای شبی که خواب خیلی خوبی داشته باشید.

بعدها که بزرگتر شدم و خودم مادر شدم این تجربه ام را به فرزندانم هم انتقال دادم و خوشبختانه آنها هم لذت اینجور برنامه ریزی را احساس کرده و هر سال همینکار را می کنند. همین هم باعث شده که هم از سال تحصیلی خود لذت ببرند و موفق باشند و هم تابستانشان را خوش بگذرانند و به بطالت نگذرانند.

108

 

کارهای تابستانه

معمولا” هنوز تابستان نیامده خانواده ها دورخیز برمی دارند برای کلاسهای مختلف و جورواجوری که بچه های خسته و خرد و خاکشیر شده از سال تحصیلی و امتحانات آخر سال خود را راهی آنجاها کنند. به اندازه ای عجله دارند که آدم فکر می کند که نگرانند که مبادا عرق بدنش خشک شود و پشتش باد بخورد.

بچه طفل معصوم سر صبح از خواب بیدار می شود و صبحانه خورده و نخورده می رود فلان کلاس، طوری فیکس برنامه ریزی شده که باید ده دقیقه زودتر از این کلاسش بیاید بیرون تا با آژانسی که از قبل هماهنگ شده به کلاس بعدیش برسد. بعد می رود خانه یک ناهار و از خستگی و گرمای تابستان خواب ظهر می آید سراغش. هنوز چشمانش کامل گرم نشده که زنگ در می خورد بله راننده است که سرکارخانم مادرجان هماهنگ کرده اند که به موقع برسد که مبادا از کلاس بعدازظهرش عقب بماند. همه سرکلاس هستند که می آیند و می گویند که آمده اند دنبال فلانی که ایشان هستند. بله پدر بزرگوار مثل یک بادیگارد از طرف مادر مهربان و دلسوز مامور شده است که بچه خود را به کلاس بعدیش برساند. این پدر نازنین هم همانجا داخل ماشین منتظر بچه می ماند تا کلاسش تمام شود و با خودش او را ببرد خانه.

کلاس بچه دلبند که تمام می شود و می آید سمت ماشین پدر با صحنه ای مواجه می شود که بیا و ببین. اما او برای اینکه دوستانش آن را نبینند تند و سریع سوار ماشین می شود تا پدرش را که از فرط خستگی با دهان باز و صورت عرق کرده در ماشین خوابش برده از دست مسخره بازیهای دوستانش نجات دهد.

حالا دو نفر خسته و کوفته می رسند خانه، مادرخانمی نازنین خبر می دهد که : بدو بدو این چه سرو وضعیه سریع آماده بشین که الآن مهمونا می رسن. آخه تابستونه، حالا که مدارس تعطیل هست باید مهمونیایی که رفتیم رو پس بدیم.

این قصه سر دراز دارد. البته حالا نه به این شوری و شلوغی ولی خیلی از بچه ها واقعا” یک همچین تابستانی را پشت سر می گذارند و هنوز کلاسهای تابستانه شان تمام نشده که باز بوی ماه مهر می آید و متاسفانه آه از نهاد این بچه ها بلند می شود و بنظرشان یکی از بدبوترین ماهها همین ماه مهر است. اصلا” شاید دلیل دلگیری پاییز هم همین باشد. تا حالا به این فکر نکرده بودم!

تعطیلات تابستانی

خداییش بیاین برای یک دفعه هم که شده واقعا” فکر کنیم که دلیل تعطیلات تابستان چیست؟ اصلا” دلیل تعطیلات چیست؟ اصلا” تعطیلی چرا مهم است؟ چرا هیچ کشوری را نداریم که تعطیلات نداشته باشد؟

ببینید در طبیعت هم، روز داریم که زمان فعالیت و جنب و جوش است، بدنبال آن شب هم داریم که زمان استراحت است. حتی اگر یک ماشین را مدتها پشت سرهم و برای چندین ساعت روشن نگه داریم دچار مشکل می شود و حتما” باید یک استراحتی به آن بدهیم تا حداقل سرد شود و مجددا” از آن استفاده کنیم.

خب حالا که نظام طبیعت این است و ما هم موجوداتی هستیم که جزئی از طبیعتیم و از قانون کلی آن پیروی می کنیم، پس از مدتها کار بی وقفه نیاز به استراح داریم همانطور که برای ماشین مثال زدم. پس چطور است که بعضی پدر و مادرها فکر می کنند که بچه هایشان در تابستان نباید استراحت کنند و استراحت را مساوی وقت تلف کردن می دانند.

من از صحبتهای بالا به هیچ عنوان منظورم این نیست که تمام ۳ ماه تابستان را نباید هیچ کاری کرد و فقط باید خورد و خوابید. این کار بیشتر آدم را خسته می کند چه برسد به یک کودک، نوجوان و جوان که تماما” انرژی است و حتما” به روش درست و در جای درست این انرژی مصرف شود وگرنه می تواند مشکل ساز شود. پس ببینیم که چطور باید تعطیلات تابستان را بگذرانیم که علاوه بر استراحت کردن، مفید هم باشد.

 

109

چطور تابستان مان را بگذرانیم

سوال اصلی این است که چطور تابستانمان را بگذرانیم یا بچه هایمان چطور تابستانشان را بگذرانند که هم استراحت باشد، هم تفریح و هم استفاده آموزشی و یادگیری از این زمان که وقت آزادتر است. کلا” در تابستان چکار کنیم که به ما خوش بگذرد؟

چندین نکته را باید در نظر داشت که بسیار کمک کننده است :

  • به حد کافی استراحت در نظر گرفته شود که نه باعث تنبلی و کسالت شود و نه خستگی کار هنوز در تن بماند.
  • فعالیتهایی که برای تابستان در نظر گرفته می شود حتما” براساس علاقه باشد که انجام دادن آنها باعث شادی و نشاط شود. مثلا” اگر کسی از نقاشی لذت می برد را در کلاس موسیقی ببینیم مسلما” نشاط خاصی را در چهره اش نمی توان دید و بالعکس. پس حتما” برای فعالیتهای تابستانی حتما” مواردی در نظر گرفته شود که با شور و شوق و اشتیاق برای یادگیری آنها اقدام شود، نا با زور و اجبار.
  • در کنار تمام کارهای نشاط آور، تفریحی و استراحتهای تابستانی می توان یکی دو مورد از پیش نیازهایی که می دانیم برای رسیدن به اهداف طولانی مدت نیاز است را به صورت خیلی راحت، نه فشرده در نظر بگیریم. مثلا” کسی که دانشجوی کارشناسی است و می داند که می خواهد تا دکتری بخواند و از طرفی زبان انگلیسی وی هم چندان خوب نیست می تواند در تعطیلات تابستان از شرایط استفاده کند و زبان انگلیسی را شروع کند و در طول تابستان که فرصت بیشتری دارد و درسهای ترمش را ندارد، شروع به یادگیری زبان انگلیسی کند. حساب کنید و ببینید که تا رسیدن به زمان امتحان انگلیسی دکتری این دانشجو چند تابستان دارد که می تواند با سرعت نسبتا” بیشتری و با فراغ بال و آرامش بیشتر انگلیسی بخواند و خود را به حد مطلوب برساند. می بینید با یک برنامه ریزی کوچک ولی دوراندیشانه چقدر جلوتر از سایر دانشجویانی است که به فکر انتهای راه خود نیستند و بعد در آن زمان به چه کنم، چه کنم می افتند و مجبورند که بصورت خیلی فشرده شروع به یادگیری زبان انگلیسی کنند.
  • تا حد امکان سعی کنید که یک سفر چند روزه تفریحی یا چند سفر یک روزه با خانواده یا دوستان داشته باشید. تاثیرش را بعد از رفتن به این سفرها خودتان درک می کنید. واقعا” نشاطی که کسب می کنید برای رسیدن به آرامش به شما کمک خواهد کرد و وقتی که آرام باشید حافظه تان هم بهتر کار خواهد کرد. در نتیجه با شروع سال تحصیلی جدید حس می کنید که انگار ذهنتان بازتر است و راحت تر همه چیز را یاد می گیرید.

به قدری این سفر برای سلامت روانی افراد مهم است که کشورهایی مثل فرانسه یک ماه مرخصی اجباری با کلی امکانات و بسته های تشویقی برای سفرهای تابستانی به شهروندانش پیشنهاد می دهد.

  • حتما” زمانی برای ارتباط بیشتر با افراد همسن فامیل که خیلی فرصت سر زدن به آنها را نداشته اید برای خودتان در نظر بگیرید. حتما” زمانی را هم برای ارتباط موثرتر و بیشتر با بزرگان

تابستان هم به نیمه رسید هنوز کاری نکردم!

اگر جزء آن دسته از افرادی هستید که هی منتظر یک شنبه ای بوده اند که برسد و بخواهند کاری را شروع کنند و الآن چشم باز کرده اند و می بینند که دقیقا” نصف تابستان گذشت و هنوز کاری را شروع نکرده اند باید بگویم : فکر گذشته را نکنید، دیگر فایده ای ندارد. تنها کاری که باید انجام دهید اینکه :

  • یک قلم و کاغذ بردارید و مهمترین کاری را که قرار بود در اولین فرصت انجام دهید را بنویسید.
  • زیر آن هم بنویسید که من ……. ( در جای خالی اسم خودتان را بنویسید ) تعهد می دهم که از این تاریخ …. ( تاریخ همین روزی را که الآن هست ) تا روز ……… ( هر روزی که برای به حد مطلوب رساندن آن هدفتان مناسب است ) به این هدفم ……… ( همان هدفی که دارید ) می رسم.
  • بعد از نوشتن این قرارداد یا تعهد نامه زیر آن را امضا کنید و آن را در جایی بگذارید که هر لحظه ببینیدش.
  • حالا سهم هر روزتان را حساب کنید. مثلا” فرض می گیریم شما هدفتان را خواندن یک کتاب ۱۰۰ صفحه ای قرار داده اید و ۱۰ روز هم فرصت دارید. باید ۱۰۰ را تقسیم بر ۱۰ کنید و جوابش می شود سهم هر روزتان. مثلا” در اینجا وقتی ۱۰۰ را بر ۱۰ تقسیم کنیم جواب می شود ۱۰٫ پس یعنی هر روز باید ۱۰ صفحه از کتاب را بخوانید.
  • کارتان را بلافاصله پس از امضا تعهد نامه شروع کنید. نه حتی یک ساعت دیگر، بلکه از همان لحظه!
  • علاوه بر این به خودتان یک قولی هم بدهید و آنهم اینکه فقط زمانی دست از کار می کشید که کارتان تمام شده است. پس قبل از خواب به این فکر می کنید که بعد از بیداری چکار باید بکنید و بعد از خواب هم اولین چیزی که به آن فکر می کنید اینکه اول قولتان را برای آن روز انجام دهید و بعد به کارهای دیگرتان بپردازید.
  • تفریح و استراحت، ورزش و غذای سالم را فراموش نکنید.

 

1 دیدگاه

  1. سلام
    تشکر از شما بابت مقاله‌ی زیبایتان
    رعایت این راهکارها برای داشتن تابستانی خوب و خستگی‌درکن بسیار مهم است!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *