تاریخچه طرحواره

23

تاریخچه طرحواره

تاریخچه طرحواره

در مقالات قبلی به بررسی تعریف طرحواره و قسمت های مختلف آن پرداختیم و در این مقاله  می خواهیم به تاریخچه طرحواره بپردازیم و ببینیم این مبحث روانشاسی از کجا و چگونه شکل گرفته است.

واژه طرحواره در روانشناسی و به طور گسترده تر و عمیق تر در حوزه شناختی، تاریخچه ای عمیق و قدیمی دارد. در حوزه رشد شناختی، طرحواره را به صورت فیلتری در نظر می گیرند که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل می گیرد تا به افراد کمک کند بر اساس آن ها تصمیم بگیرند و اعمال خود را بسنجند.

بر اساس طرحواره ها، پاسخ افراد نسبت به اتفاقاتی که در اطراف فرد می افتد جهت پیدا می کند و بر اساس آن تصمیم گیری و عمل می شود، که باعث ایجاد اتفاقات و مشکلاتی در زندگی آن شخص می شود.

واژه طرحواره از اوایل قرن بیستم به روانشناسی اضافه شد، و تقریبا هر روانشناسی تعریف خاص خود را از آن ارائه می کند.

تاریخچه طرحواره

بارتلت اولین کسی بود که مفهوم طرحواره را در روانشناسی و در گستره حافظه مطرح کرد و بعد از پیاژه مدلهای باز نمایی ذهنی را بخوبی توضیح داد. در چند دهه اخیر نظریه پردازان و روانشناسان شناختی و رفتاری مثل بک، باور، تیزدیل، متیوز و کلارک برای بیان ناهماهنگی های روانی و روانشناسان اجتماعی مثل نیس بت برای بیان ساختار های ذهنی در رابطه با شرایط اجتماعی جامعه، از واژه طرحواره بهره بردند.

طرحواره درمانی نوعی درمان است که توسط یانگ و همکاران وی پایه گذاری شده است. او در این درمان تلاش کرده است تا به وسیله روش های درمان شناختی و رفتاری و استفاده از دیگر نظریه هایی مثل دلبستگی،ساختار گرایی و روان تحلیلگری و تلفیق یکپارچه و منسجم آنها با یکدیگر، یک مدل درمانی جدید را برای درمان اختلالاتی مثل اختلالات شخصیت و اختلالات مزمن، ارایه دهد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.