بهترین انتخاب رشته تحصیلی کدام است؟

92

بهترین رشته تحصیلی کدام است؟ این یکی از مهمترین سوالاتی است که دانش آموزان دبیرستانی در سر دارند. باید بگویم که پاسخ یک کلمه ای برای این سوال وجود ندارد. جواب این سوال در جامعه ما از سالها قبل از طرف پدر و مادرها تعیین شده است. تمام دانش آموزان فکر میکنند و در واقع یقین دارند که بهترین رشته ها ریاضی و تجربی است که منجر به شغل های مهندسی یا پزشکی میشوند. پس انتخاب رشته تحصیلی آنها نیز در این راستا قرار میگیرد.

برای اینکه از تکرار مطالب جلوگیری کنیم، میتوانید برای اطلاعات بیشتر در مورد بهترین رشته ها و بهترین شغلها به مقاله انتخاب رشته چگونه است مراجعه کنید.

در انتخاب رشته تحصیلی باید به چه چیزهایی توجه شود؟

معمولاً برای اینکه فرد بتواند انتخاب درستی در هر زمینه ای داشته باشد، نیاز به داشتن مجموعه ای از فاکتورها دارد. متاسفانه بسیاری از دانش اموزان ایرانی عادت ندارند که از قبل راجع به کارها فکر کنند. در مجموع ما اکثراً باری به هر جهت کارها را پیش می بریم. از آنجا که این بچه ها بزرگ می شوند و مسئولیت های مختلفی هم برعهده خواهند گرفت، با حالت الهی به امید تو وارد کارزار زندگی و حرفه خود خواهند شد. از مهمترین فاکتورهای انتخاب رشته تحصیلی می توان به این موارد اشاره کرد:

105

 

نقش علاقه و بازار کار در انتخاب رشته تحصیلی

 

۱-  علاقه

علاقه، موتور حرکت و انگیزه ادامه دادن به همه کارهاست.  بچه های باهوش زیادی را دیده ام که چون به درسی علاقه ندارند، خیلی سخت آن درسها را می خوانند و به قول معروف دل به درس نمی دهند. بدتر اینکه چون از فلان معلم دل خوشی ندارند و نتوانسته اند با هم رابطه خوبی برقرار کنند، آن درس را نمی خوانند. پس می بینید که علاقه چقدر می تواند موثر باشد.

زمانی که اوایل سال دوم دبیرستان بودم، یک روز دبیر جغرافی که خانم بسیار خوش برخورد و مهربانی بود، صفحه ای از کتاب را که جلسه قبل درس داده بودند، بصورت شفاهی پرسیدند. فرشته یکی از همکلاسی هایم که دختر بسیار خونگرم و خوبی بود اما زیاد اهل درس خواندن نبود، تصادفاً آن روز درسش را خوانده بود و به دو سوال پرسیده شده خیلی خوب جواب داد و از طرف دبیرمان تشویق شد. بقدری زیبا و با احترام از فرشته تعریف کردند که از آن روز به بعد فرشته که به همه درسها بی تفاوت بود، جغرافیا را عاشقانه دوست داشت. البته تقریباً در همه درسها پیشرفت خوبی داشت. فرشته دیگر نه تنها شاگرد ضعیفی نبود بلکه حالا شده بود یکی از کسانی که در فکر ادامه تحصیل بود.

سالها از این ماجرا گذشت و چندین سال بعد که تصادفاً فرشته را دیدم و ازش پرسیدم که چکار میکند، با خوشحالی تعریف کرد که بلافاصله بعد از کنکور در رشته جغرافیا قبول شده بود و  پشت سر آن هم تا دکترا خوانده بود و در حال حاضر به عنوان استاد دانشگاه در رشته جغرافی مشغول کار است. شادابی و نشاطی که در صحبت کردن داشت، بخوبی نشان می داد که از انتخابش بسیار خوشحال است.

خوشبختانه بخت با فرشته یار بود و با اینکه از روی هیجان عاشق جغرافیا شده بود، تا آخر هم این علاقه ماندگار شد. شاید برای اینکه برای او، همه درسها یکی بودند و فرقی نمی کرد که کدام درس باشد. و چون از رفتار و تشویق دبیر مربوط به این درس خوشش آمده بود، این حس قشنگ را به خود درس هم انتقال داده بود. و بقیه اش را هم که می دانید. یعنی حال که چرایی کار برایش روشن شده بود، چگونگی اش را خودش پیدا کرده بود.

اما متاسفانه همه به اندازه فرشته خوش شانس نیستند. خیلی از اوقات یک حرکت یا حرفی ممکن است حس بدی را در کسی ایجاد کند که این اتفاق قطعاً بارها و بارها افتاده است. اشخاصی را سراغ دارم که سر همین مسائل حتی ترک تحصیل کرده اند.

آیا میدانید این اتفاقات برای چه کسانی پیش می آید؟ برای آنهایی که خودشان هدف ندارند و یا هدفشان را به دیگران گره زده اند. در صورتیکه اگر انسان هدف داشته باشد، هر اتفاقی هم که بیافتد باز راه خود را پیدا می کند. پس هرگز اهدافتان را  به دیگران گره نزنید؛ آنها امروز هستند و فردا نیستند.

۱-۱- علاقه به رشته تحصیلی

همانطور که می دانید، مهمترین عامل در هر کاری مخصوصاً انتخاب رشته تحصیلی علاقه و تمایل واقعی به آن است. اگر کسی از روی علاقه و دوست داشتن وارد رشته ای بشود، سختی آن را هم به جان می خرد. یعنی اگر چرایی آن برایش روشن و مشخص باشد، چگونگی اش را خودش پیدا می کند.

انتخاب رشته تحصیلی

اما امان از روزی که فردی به زور و یا از سر ناچاری وارد رشته ای شده باشد. او اصلاً حاضر نخواهد بود قدمی برای آن بردارد. بطور خلاصه همیشه راهی برای از زیر کار در رفتن پیدا می کند تا به مدرسه نرود. در مجموع انسان موجودی استقلال طلب و آزادی خواه است و اگر هر مسئله ای این دو نیاز او را تهدید کند، موجب ناسازگاری در وی می شود. حتی داستان های قدیمی هم بر روی این ویژگی انسان اشاره کرده اند. قصه سیب حوا را که همه می دانید!

      ۲-۱- نقش علاقه به شغل در انتخاب رشته تحصیلی

دورنمایی که هرکس از انتخاب رشته تحصیلی دارد در شغل هایی است که از طریق آن رشته می تواند به آنها برسد. کسی که می خواهد متخصص بیهوشی شود می داند که باید از طریق کنکور رشته تجربی به خواسته خود برسد.

هر رشته در دبیرستان امکان ورود به یکسری رشته های دانشگاهی را ممکن می سازد. این رشته های دانشگاهی معمولاً شغل و نحوه زندگی آینده فرد را مشخص می کند. پس باید برای ادامه در یک رشته تحصیلی، علاقه و انگیزه قوی وجود داشته باشد. وگرنه همان می شود که در مقاله انتخاب رشته تحصیلی به آن اشاره کردم.

انتخاب رشته تحصیلی

 

۲-  نقش بازار کار در انتخاب رشته تحصیلی

عامل مهم دیگر در انتخاب رشته تحصیلی بعد از علاقه، بازار کار است. توجه به بازار کار معمولاً باید از طرف مسئولین آموزش و پرورش در نظر گرفته شود. چراکه در ایران اکثراً درگیر بخشنامه ها هستند و فرصت برای توجه به مسائل پیش پا افتاده ای مانند بازار کار، انتخاب رشته، دانش آموز، شغل، بیکاری و … را ندارند پس خود افراد باید بتوانند این بررسی ها را در نظر بگیرند.

البته منظور اصلاً این نیست که همه از همان اول باید به فکر کارمندی باشند. برعکس باید این فکر کنند که آیا زمان مناسب برای فلان رشته هست یا نه؟ تا براساس نیاز بازار و علاقه به سمت درست حرکت کنند. یعنی هم خود فرد به آن رشته علاقه داشته باشد و هم بازار کار خوبی داشته باشد. مثلاً سالها قبل پزشکی رشته خوبی بود که به نیازهای خیلی از افراد پاسخگو بود. اما درحال حاضر تعداد پزشکان به حدی است که ظرفیت کاملاً اشباع و سرریز شده است.

متاسفانه فرزندان ما امروزه برای زندگی مستقل اصلاً آماده نشده اند و همواره در انتظار کمک دیگران هستند. گاهی این دیگران پدر و مادرها هستند و گاهی هم مسئولان. حال اگر مسئولی به فکر این فرزندان نبود چه می شود؟ دقیقاً می شود همین اتفاقی که الآن در جامعه شاهدش هستیم. مهندس بیکار، پزشک بیکار، وکیل بیکار، روانشناس بیکار و …

اینها رشته هایی هستند که اگر کمی ذوق و قریحه در فرد وجود داشته باشد و ذهنش برای فکر بکر کردن باز باشد، حتی یک روز هم نباید بیکار باشد. اما فرزندان ما اغلب مانند ربات هایی هستند که گویی برای یک هدف خاص برنامه ریزی شده اند. به محض بروز کوچکترین مسئله ای دیگر قادر نیستند که راه جدیدی برای خود دست و پا کنند و در واقع از نظر روانی به معنای واقعی فلج می شوند.

راه چاره چیست؟

خانه اگر از پای بست درست باشد و خشت اول را اگر معمار درست بگذارد، همه چیز درست خواهد بود. در غیر اینصورت، می شود مصداق خانه از پای بست ویران است و خشت اول گر نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج.

ما نمی توانیم بچه های بله قربان گوی، پخمه، دلمرده و بی انگیزه بسازیم و انتظار رشد و شکوفایی و ترقی در آینده جامعه داشته باشیم. مگر اینکه از کودکی فرزندانمان را درست بزرگ کنیم.

  • اگر می خواهیم بیست سال دیگر جامعه ای راستگو داشته باشیم، نباید فرزندانمان را با دروغ آشنا کنیم.
  • اگر می خواهیم بیست سال دیگر جامعه ای پیشرو و موفق داشته باشیم، باید فرزندانی پرسشگر، پرانگیزه، نترس و جستجوگر تعلیم دهیم.
  • اگر می خواهیم بیست سال دیگر شاهد جامعه ای شاد باشیم، باید فرزندانی با اعتماد به نفس قوی بسازیم.

و بسیاری اگرهای دیگر که اگر بخواهیم به هر یک از آنها برسیم، باید شرایط آن را از کودکی در فرزندانمان ایجاد کنیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.