به نام خدا

بهترین رشته تحصیلی یعنی چی؟ بهترین رشته تحصیلی معنی می ده؟

بهترین رشته تحصیلی چیه؟ این یکی از مهمترین سوالاتی هست که دانش آموزان دبیرستانی که قرار است انتخاب رشته کنند در سر دارند؟ جواب: نه، این سوالی است که در جامعه ما جوابش از خیلی قبل از اینکه بچه به این سن برسد از طرف پدر و مادرها جواب داده شده است و بچه طفل معصوم وقتی به آن سن برسد معمولا” باید بهترین رشته تحصیلی را ( ریاضی یا تجربی ) انتخاب کند تا بتواند بعدها بهترین شغل را ( مهندسی یا پزشکی ) داشته باشد. برای اینکه از تکرار جلوگیری کنیم برای اطلاعات بیشتر در مورد بهترین رشته ها و بهترین شغلها به سایت www.tarhvare.com سربزنید و مقاله  “ انتخاب رشته چگونه است را مطالعه کنید.

 

در انتخاب رشته باید به چه چیزهایی توجه بشه؟

معمولا” برای اینکه فرد بتواند انتخاب درستی در هر زمینه ای داشته باشد باید یکسری فاکتورهایی داشته باشد که بی گدار به آب نزند. متاسفانه خیلی از بچه های ما عادت ندارند که از قبل راجع به کارها فکر کنند. ما اکثرا” باری به هر جهت کارها را پیش می بریم. نه فکر کنید که فقط بچه هایمان اینطور هستند، از آنجا که این بچه ها بزرگ می شوند و مسئولیتهای مختلفی هم برعهده خواهند گرفت خیلی از بزرگترها و مسئولین هم الهی به امید تو وارد کارزار زندگی و حرفه خود می شوند. از این حرفها بگذریم چون مجال گله و شکایت نیست. می خواهیم به مسئله مهم انتخاب رشته بپردازیم، از مهمترین فاکتورهای انتخاب رشته می توان به این موارد اشاره کرد:

105

 

علاقه و بازار کار

۱-  علاقه

دوست داشتن و علاقه موتور حرکت و ادامه دادن و انگیزه همه کارهاست.  بچه های باهوش زیادی را دیده ام که چون به درسی علاقه ندارند، خیلی سخت آن درسها را می خوانند و به قول معروف دل به درس نمی دهند. بدتر اینکه چون از فلان معلم دل خوشی ندارند و نتوانسته اند با هم رابطه خوبی برقرار کنند هم درسش را نمی خوانند. پس می بینید که علاقه چقدر می تواند موثر باشد.

زمانی که دبیرستان بودم. اوایل سال دوم، یک روز دبیر جغرافیایمان که خانم بسیار خوش برخورد و مهربانی بودند، یک صفحه ای را که جلسه قبل درس داده بودند شفاهی پرسیدند. فرشته یکی از همکلاسی هایم که دختر بسیار خونگرم و خوبی بود اما زیاد اهل درس خواندن نبود، تصادفا” آن روز درسش را خوانده بود و به دو سوال پرسیده شده خیلی خوب جواب داد و از طرف دبیرمان تشویق شد. بقدری زیبا و با احترام از فرشته تعریف کردند که از آن روز به بعد فرشته که به همه درسها بی تفاوت بود، جغرافیا را عاشقانه دوست داشت. البته تقریبا” در همه درسها پیشرفت خوبی داشت. فرشته دیگر نه تنها شاگرد ضعیفی نبود که حالا شده بود یکی از کسانی که در فکر ادامه تحصیل بود.

سالها از این ماجرا گذشت و چندین سال بعد که تصادفا” فرشته را دیدم و ازش پرسیدم که زندگیش چطوره و چکار می کنه؟ با خوشحالی تعریف کرد که بلافاصله بعد از اینکه کنکور داده در رشته جغرافیا قبول شده و پشت سر هم تا دکترا خوانده و به عنوان استاد دانشگاه در رشته جغرافی مشغول کار است. شادابی و نشاطی که در صحبت کردن داشت بخوبی نشان می داد که از انتخابش بسیار خوشحال است.

خوشبختانه فرشته بخت یارش بود و با اینکه از روی هیجان عاشق جغرافیا شده بود تا آخر هم این علاقه ماندگار شد شاید برای اینکه برای او همه درسها یکی بودند و فرقی نمی کرد که کدام درس و چون از رفتار و تشویق دبیر مربوط به این درس خوشش آمده بود این حس قشنگ را به خود درس هم انتقال داده بود و بقیه اش را هم که می دانید. بله حالا که چرائی کار برایش روشن شده بود چگونگی اش را خود فرشته پیدا کرده بود.

متاسفانه همه به اندازه فرشته خوش شانس نیستند. خیلی از اوقات یک حرکت یا حرفی ممکن است حس بدی را در کسی ایجاد کند که این اتفاق قطعا” و یقینا” بارها و بارها افتاده است و اشخاصی را سراغ دارم که سر همین مسائل حتی ترک تحصیل کرده اند.

این اتفاقات می دانید برای چه کسانی پیش می آید؟ بله درست است برای آنها که خودشان هدف ندارند و یا هدفشان را به آدمها گره زده اند. در صورتیکه اگر انسانی هدف داشته باشد هر اتفاقی هم که بیافتد باز راه خود را پیدا می کند و به قولی دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. پس هرگز اهدافتان را  به آدمها گره نزنید آنها امروز هستند و فردا نیستند.

      علاقه به رشته تحصیلی

خب همانطور که می دانید مهمترین عامل در هر کاری مخصوصا” انتخاب رشته تحصیلی، علاقه و تمایل واقعی به آن است. اگر بچه ای از روی علاقه و دوست داشتن وارد رشته ای بشود سختی آن را هم به جان می خرد. چرائیش که برایش روشن و مشخص باشد چگونگی اش را خودش پیدا می کند.

ولی وای به روزی که به زور و یا از سر ناچاری وارد رشته ای شده باشد. اصلا” حاضر نیست قدمی برای آن بردارد. هر روز یک فیلمی بازی می کند که مدرسه نرود. تکالیفش را انجام نمی دهد و خلاصه همیشه یک راهی برای از زیر کار در رفتن پیدا می کند. کلا” انسان موجودی است استقلال طلب و آزادی خواه و اگر هر مسئله ای این دو نیازش را از بین ببرد و یا محدود کند موجب ناسازگاری در وی می شود. حتی داستانهای قدیمی هم بر روی این ویژگی انسان انگشت می گذارند. قصه سیب حوا را که همه می دانید پس تکرار نمی کنم.

      علاقه به شغل

دورنمایی که هرکس از انتخاب رشته اش دارد در شغلهایی است که از طریق آن رشته می توانند به آن برسند. کسی که می خواهد متخصص بیهوشی شود می داند که نهایتا” باید از طریق کنکور رشته تجربی به خواسته خود برسد.

هر رشته دبیرستان امکان ورود به یکسری رشته های دانشگاهی را ممکن می سازد. این رشته های دانشگاهی هم معمولا” شغل و نحوه زندگی آینده فرد را مشخص می کند. پس باید علاقه و انگیزه قوی وجود داشته باشد برای ادامه در یک رشته تحصیلی وگرنه همان می شود که در مقاله قبلی به آن اشاره کردم.

 

106

۲-  بازار کار

عامل مهم دیگر در انتخاب رشته بعد از علاقه، بازار کار است. توجه به بازار کار معمولا” باید از طرف مسئولین آموزش و پرورش هر کشوری در نظر گرفته شود. چون در اینجا خیلی درگیر بخشنامه ها هستند و فرصت برای توجه به مسائل پیش پا افتاده ای مثل بازار کار و انتخاب رشته و دانش آموز و شغل و بیکاری و … را ندارند پس خود افراد باید زرنگ باشند و این نکته مهم را در نظر بگیرند که خب من این رشته را خواندم بعدش چه می شود؟ از چه روشهایی می توانم از این رشته ای که خواندم درآمد کسب کنم و ….

این چیزها که گفتم نه اینکه همه باید از همان اول به فکر کارمندی باشند برعکس می خواهم بگویم که به این فکر کند که آیا زمان مناسب برای فلان رشته هست یا نه؟ که براساس بازا نیاز و علاقه خود را منعطف کند به سمتی که نه سیخ بسوزد و نه کباب. یعنی هم علاقه داشته باشد و هم بازار کار خوبی داشته باشد. مثلا” سالها قبل پزشکی رشته خوبی بود که به نیازهای خیلی افراد جواب می داد ولی الآن با این ازدحام پزشک و بیکار بودن تعداد زیادی از آنها پس دیگر همچین آش دهن سوزی هم نیست.

متاسفانه بچه های ما اصلا” برای زندگی مستقل آماده نشده اند و مدام در انتظار کمک دیگران هستند. گاهی این دیگران پدر و مادرها هستند و گاهی هم نگاهشان به دست مسئولان است و اگر مسئولی هم به فکر آنان نبود چه می شود؟ می شود همین اتفاقی که الآن در جامعه شاهدش هستیم. مهندس بیکار، پزشک بیکار، وکیل بیکار، روانشناس بیکار و … یعنی رشته هایی که اگر کمی ذوق و قریحه وجود داشته باشد و ذهنش برای فکر بکر کردن باز باشد حتی یک روز هم نباید بیکار باشد. ولی بچه های ما اغلب مثل ربات هایی هستند که انگار برای یک هدف خاص برنامه ریزی شده اند. به محض بروز کوچکترین مسئله ای دیگر قادر نیستند که راه جدیدی برای خود دست و پا کنند و در واقع از نظر روانی به معنای واقعی فلج می شوند.

 

راه چاره چیست؟

خانه اگر از پای بست درست باشد و خشت اول را اگر معمار درست بگذارد، همه چیز درست خواهد بود و در غیر اینصورت اگر اولین گامها اشتباه باشد می شود مصداق خانه از پای بست ویران است و خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج!

اگر می خواهیم بزرگسالان قوی و سالم و خوشبخت و موفقی در جامعه داشته باشیم، باید کودکانی قوی، سالم، خوشبخت و موفق را تعلیم دهیم. نمی توانیم بچه های بله قربان گوی پخمه و دلمرده و بی انگیزه بسازیم و انتظار رشد و شکوفایی و ترقی در جامعه داشته باشیم.

اگر می خواهیم بیست سال دیگر جامعه ای راستگو داشته باشیم، بچه هایی که الآن دنیا می آیند را با دروغ آشنا نکنیم.

اگر می خواهیم بیست سال دیگر جامعه ای پیشرورو و موفق داشته باشیم، بچه هایی پرسشگر و پرانگیزه و نترس و جستجوگر تعلیم دهیم.

اگر می خواهیم بیست سال دیگر شاهد جوانانی شاد و جامعه ای شاد باشیم، الآن بچه هایی با اعتماد به نفس و عزت نفس قوی بسازیم.

و بسیاری اگرهای دیگر که اگر می خواهیم به هر یک از آنها برسیم باید شرایطش را از بچگی ایحاد کنیم.

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *