با طرحواره شکست آشنا شوید

296

مهمترین چیزی که فرد گرفتار به طرحواره شکست به آن باور دارد، شکست خود است. این طرحواره آخرین طرحواره حوزه خودگردانی و عملکرد مختل است که در این مقاله به توضیح آن میپردازیم. برای آشنایی با حوزه های طرحواره ها، به مقاله توضیح ۱۸ طرحواره مراجعه کنید. البته نباید افراد دچار به این طرحواره را با افراد عادی مشابه به اینها که در اطراف ما زیاد هستند، اشتباه بگیریم. برخی به دلایل مختلف باور دارند که نمیتوانند موفقیت زیادی به دست آورند؛ یا باور به این دارند که امکاناتی مانند نفوذ و پارتی تنها را موفقیت است و هرکسی بدون اینها محکوم به شکست است. برخی هم بخاطر اینکه نشان دهند خیلی بدشانس هستند، همیشه باور به شکست دارند.

طرحواره شکست چیست؟

اما فرد مبتلا به طرحواره شکست یک باور اساسی دارد و از آن کوتاه نمیاید؛ آن هم این است که او همیشه قرار است شکست بخورد. چراکه فرد بی لیاقت، تنبل و فاقد هرگونه مهارتی است؛ در نتیجه باتوجه به اینکه همیشه در گذشته شکست خورده است، در ادامه و آینده هم وضعیت چنین خواهد بود. در واقع او باور دارد که شکست بخش جدانشدنی زندگی اوست.

طرحواره شکست

ریشه های شکل گیری طرحواره شکست

طبق معمول ریشه طرحواره ها اکثراً از والدین قدرت میگیرد. چند دلیل اصلی برای شکل گیری این طرحواره وجود دارد:

  • توهین و سرکوب والدین در زمینه های مختلف ورزشی، تحصیلی و…
  • موفقیت زیاد والدین در زمینه های شغلی و تحصیلی
  • نادیده گرفتن موفقیت های کوچک کودک از سوی والدین
  • کودکان دارای مشکلاتی مانند بیش فعالی
  • کودکان مهاجر
  • والدینی که برای بزرگ شدن و آینده فرزندان خود برنامه ای نداشته اند

والدینی که فرزند خود را سرکوب میکنند

حتماً والدینی را دیده اید که همیشه فرزند خود را میکوبند. البته معمولاً پدر بیشتر این رفتار را دارد و گاهی هم مادر. چنین والدینی به فرزند خود القابی ناپسندی مانند بی عرضه، بی لیاقت و غیره میدهند و رفتاری توهین آمیز با او دارند.

والدین موفق در جایگاه اجتماعی

اگر والدین شغل موفقی داشته باشند، میتوانند در ساخت این طرحواره نقش داشته باشند و واجد شرایط این موضوع هستند. چراکه کودک از ابتدا پدر خود را در مراتب بالای علمی و شغلی میبیند و ترس بزرگی وجودش را فرا میگیرد که نمیتواند جا پای پدرش بگذارد. درنتیجه کودک خود را در رسیدن به جایگاه پدر ناتوان میبیند و از همان ابتدا خود را یک شکست خورده میپندارد. کم کم این شکست خوردگی تبدیل به باور کودک میشود و با آن بزرگ میشود.

طرحواره شکست

نادیده گرفتن موفقیت های فرزند

دلیل دیگر شکل گیری طرحواره شکست نادیده گرفتن موفقیت های کوچک فرزند است. برای مثال گرفتن نمرات عالی و اول شدن در امتحانات و فعالیت های مدرسه شاید کوچک به نظر برسد، اما برای کودک موفقیت بزرگی است. یا شاید فرزند در یک فعالیت هنری موفق شده است و والدین آن را نادیده گرفته اند چراکه باور داشتند درس واجب تر از این فعالیت هاست. در نتیجه کودک هربار که موفق شده است، والدین کاری کرده اند که او فکر کند هیچ موفقیتی کسب نکرده است. یا مثلاً تحصیل دختران در دهه های قبل رسم نبوده است و اگر دختری در تحصیل موفق میشده، با سرکوب مواجه شده است.

کودکان دارای مشکلاتی مانند بیش فعالی و کودکان مهاجر

کودکان دیگری که دارای مشکلاتی مانند بیش فعالی هستند نیز میتوانند واجد شرایط ابتلا به طرحواره شکست باشند. چراکه این کودکان احتمال دارد در فعالیت های ورزشی و تحصیلی در مدرسه ضعیف ظاهر شوند و همین باعث شکست و ایجاد عقده حقارت در آنها شود. از طرفی والدین همیشه فرزندان را با خواهر و برادر یا کودک همسایه و فامیل مقایسه کرده است؛ همین موضوع باعث احساس شکست و ایجاد طرحواره شکست شده است.

همچنین کودکان مهاجر هم میتوانند مبتلا به طرحواره شکست باشند. این کودکان اکثراً تنها هستند و رابطه خوبی با همسالان خود ندارند و همین باعث ایجاد طرحواره میشود.

والدین بی برنامه سازنده طرحواره شکست

نوع دیگری از والدین که میتوانند سازنده این طرحواره در کودک باشند، آنهایی هستند که به آینده فرزند خود کاری نداشتند و کودک به خودی خود بزرگ شده است. در نتیجه فرد در بزرگسالی فکر میکند که فاقد استعداد و مهارت خاصی است و حتی اگر هم موفق شود، شانسی است.

طرحواره شکست

اثرات طرحواره شکست در فرد

چنین کودکی که دارای طرحواره شکست است و به خودی خود و بی برنامه بزرگ شده است، هرجا باشد از ضعف هایش حرف میزند. معمولاً این کودکان ضعیف تر از بقیه هم سن و سالان خود نیستند اما این باور را دارند که واقعاً ضعیف تر از بقیه هستند. این افراد تا به موفقیت های بسیاری نرسند، باور نمیکنند که آدم موفقی هستند. برای مثال اگر کشتی گیر باشد، حتماً باید مدال المپیک بگیرد تا باور کند که او هم آدم موفقی است. یا اگر بازیگر است، باید اُسکار بگیرد تا باورش شود بازیگر موفقی است.

مبتلایان به طرحواره شکست همیشه از این شاخه به آن شاخه میروند و درحال تغییر شغل هستند. حتی اکثراً در شغل هایی که پایین تر از استعدادشان است، مشغول میشوند و میگویند: “کار که عار نیست!”. حتی گروهی از مراجعه کنندگان به جراحان زیبایی همین افراد هستند؛ زیرا وقتی میبینند که موفق نشده اند، رویکرد دیگری در پیش میگیرند و روی جوانی و زیبایی تمرکز میکنند.

افراد دچار به طرحواره شکست برای موفقیت در زمینه های مختلف هیچ تلاشی نمیکنند. آنها منتظر میمانند تا موفقیت از آسمان نازل شود. در این حال با اینکه تلاشی نکرده اند، ناراحت شده و میگویند میدانستم که شکست میخورم و موفق نمیشوم.

از طرفی مبتلایان به طرحواره شکست با همان دلیلی که کار نمیکنند، دوست ندارند برای کسی هم کار کنند. اینها تحمل کار برای کسی را ندارند و فقط میخواهند برای خود کار کنند. چنین افرادی دوست ندارند دوره های آموزشی ببیند، رقابت کنند، آزمون دهند و یا مصاحبه کنند. به همین دلیل در آزمون های ورودی هیچ جایی شرکت نمیکنند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.