با مهارت های مهم زندگی آشنا شوید: مهارت خودآگاهی

74

اولین مهارت مهم زندگی: مهارت خودآگاهی

 

در مقاله قبل مهارت های مهم زندگی را نام بردیم. در ادامه آن گفتیم که چقدر این مهارت ها مهم هستند و داشتن آنها، لازمه ی یک زندگی زیباست. همچنین توضیح دادیم با اینکه انسان بعضی از این مهارت ها را میشناسد و میداند، اما برخی دیگر را نمیداند و فقط فکر میکند که میداند. حال درادامه میخواهیم هر یک از ۱۰ مهارت مهم زندگی را در یک مقاله جداگانه توضیح دهیم. در این مقاله نیز به توضیح اولین مهارت مهم زندگی یعنی خودآگاهی میپردازیم.

 

مهارت خودآگاهی

اولین مهارت مهم زندگی

حتماً کلمه “ناخودآگاه” را زیاد شنیده اید یا از آن بارها استفاده کرده اید. اما ناخودآگاه چیست؟ ناخود آگاه یعنی انجام کار هایی که به صورت عادت و از روی تکرار انجام می دهیم. بعضی از کار های ناخودآگاه را ما با تمرین و تکرار آگاهانه به ناخودآگاه خود فرستاده ایم اما برخی از آن ها ذاتاً در ما وجود دارند.

به عنوان مثال افرادی را فرض کنید که هشدار ساعت را بر روی ۵ صبح میگذارند اما همیشه قبل از زنگ خوردن بیدار میشوند. دلیل این است که آنها به صورت ناخودآگاه این کار را انجام می دهند. در واقع این کار با تمرین و تکرار در آنها به وجود آمده است و حال به یک کار کاملاً غیر ارادی و ناخودآگاه تبدیل شده است. از طرفی، نفس کشیدن یک کار ناخودآگاه است که بصورت کاملاً ذاتی و از بدو تولد در ما وجود داشته است.

اولین مهارت مهم زندگی

 

تعریف مهارت خودآگاهی

حال باید به تعریف مهارت خودآگاهی بپردازیم. خودآگاهی جزو مهارت هایی است که میتواند در زندگی فوق العاده کمک کننده و مفید باشد. خودآگاهی به این معناست که انسان باید کاملاً آگاه باشد که چه رفتاری انجام می دهد و احساسات و افکار لحظه ای او چیست.

خودآگاهی یعنی شناخت نقاط قوت و ضعف خود. این بدان معناست که انسان باید بداند کدام یک از ویژگی ها، رفتارها و اخلاقیاتش جزو نقاط ضعف و کدام یک جزو نقاط قوت او حساب میشوند. پس از شناخت نقاط ضعف و قوت، انسان میتواند برای حفظ و تقویت نقاط قوت و همچنین برای بهبود نقاط ضعف برنامه ریزی کند. کسی که بتواند تصویری درست و واقع بینانه از خود پیدا کرده و نیازها و خواسته های خود را بداند، می تواند ارتباط سالم تری با افراد برقرار کند.

 

اهمیت خودآگاهی در زندگی

اگر دقت کرده باشید، اکثر ما ویژگی های اخلاقی و رفتاری خود را نمیشناسیم. هر زمان که کسی درمورد خصوصیات درونی ما سوال کند، تنها با چند جمله کوتاه آن را پاسخ میدهیم و جوابی بیشتر از این نداریم. در واقع ما تنها اطلاعاتی مانند نام، شغل، رشته تحصیلی و موارد مشابه را میدانیم. اما خود واقعی مان را نمیشناسیم.

به طور کلی، اخلاقیات و رفتارهای خوب یا بد خود را نمیشناسیم. نمیدانیم که از چه اخلاقیاتی خوشمان میاید و از چه رفتارهایی بدمان میاید. نمیدانیم در شرایط و موقعیت های مختلف چه واکنش هایی از خود نشان میدهیم. اهداف میان مدت و بلند مدت خود را نمیشناسیم. نمیدانیم عقاید و افکار ما چیست و به چه ارزش ها و خط قرمزهایی پایبند هستیم.

دانستن این مسایل و شناخت خود باعث میشود تا خوبی و بدی های خود را قبول کرده و راحت تر به زندگی ادامه دهیم.

هنگام کشمکش های درونی و فشارهای مختلف، ارزش این شناخت دوچندان میشود چراکه اگر خود را بشناسیم میتوانیم خود را کنترل کنیم و به راه خود ادامه دهیم.

اما زمانی که خود را نشناسیم، افسار زندگی از دست میرود و کنترل شرایط به دست اطرافیان میفتد. از این به بعد دیگر چالش های ناخواسته و مشکلات متعدد شروع میشوند و کاری از دست برنمیاید. در این شرایط استعدادهای بالقوه فرد سرکوب میشوند هیچگاه فرصت شکوفایی نمیابند.

در واقع، شخصیتی که توسط نیروهای بیرونی و محیط اطراف شکل گرفته باشد، دائماً درحال تغییر خواهد بود و همچنین بسیار شکننده میشود. در این صورت است که شکست های مکرر و دشواری های بسیار پیش خواهد آمد.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.