اهمیت حفظ سلامت روانی در شرایط بحرانی

84

اغلب ما هنگام شرایط بحرانی و بلایای طبیعی مانند سیل همین سیل اخیر در کشو، دچار استرس میشویم. در این حالت مغز کارایی طبیعی خود را از دست میدهد و در نتیجه نمیتوان واکنش مناسبی ارائه داد. حفظ سلامت روانی و خونسردی در چنین شرایطی مهمترین مسئله است. چراکه در شرایط بحرانی نیاز به تفکر صحیح و مدیریت بحران وجود دارد و این موارد در صورتی ممکن میشوند که مغز در بهترین حالت خود باشد و نه یک حالت غیرطبیعی.

سلامت روانی چیست؟

بهتر است ابتدا تعریف سلامت روانی را بدانیم و سپس میتوان توانایی حفظ و کنترل آن را بررسی کرد. سلامت روانی فقط به معنای نداشتن بیماری روانی نیست. فردی که دارای سلامت روانی است، میتواند در عین حفظ آرامش و مثبت بودن، تفکر کرده و تمام تمرکز خود را بر روی کاری که انجام میدهد معطوف کند.

یکی دیگر از نشانه های داشتن سلامت روان، انعطاف پذیری است. منظور از انعطاف پذیری توانایی پذیرش مشکلات، مواجهه با آنها و به حداقل رساندن استرس در شرایط بد است. در واقع،  حفظ سلامت روانی یعنی داشتن احساس خوب و توانایی حفظ این احساس در طول زندگی روزمره و همچنین بالا بردن حس اعتماد به نفس در هنگام مواجهه با  یک چالش می باشد.

چگونگی حفظ سلامت روانی در شرایط بحرانی

حفظ آرامش رابطه تنگاتنگی با بهره وری دارد. در شرایطی مانند مواجهه با سیلی عظیم که اضطراب و وحشت بالاست، باید بتوان آرامش خود را حفظ کرد و در ضمن نجات خود، به کمک دیگر افراد نیز پرداخت. چراکه دقیقاً در همین شرایط، نوع دوستی یکی از فاکتورهای اصلی موفقیت است. در شرایط بحران تنها و تنها کمک جمعی است که میتواند بحران را مدیریت کند.

در چنین شرایطی برای حفظ خونسردی، نباید اغراق آمیز فکر کرد. همچنین نباید با منفی نگری کاری کرد که درعوض رقم زدن اتفاقات مثبت، بدترین اتفاقات ممکن رخ دهد.

یکی از پیشنهادات بسیار مفید در این زمینه، یادگیری مهارت مدیریت هیجان است.

البته حفظ آرامش روانی در چنین شرایطی کار ساده ای نیست. به طور مثال اگر فردی شاهد از دست دادن عزیزانش بوده، یا خود مرگ را از نزدیک احساس کرده باشد، به احتمال زیاد دچار مشکلات روحی میشود. حتی برخی از این افراد تا مدتها یا تا پایان عمر نمیتوانند وحشت ناشی از آن شرایط را فراموش کرده و با آن کنار آیند.

برخی نیز از اینکه خود زنده مانده اند و خانواده و عزیزانشان کشته شده اند، احساس گناه میکنند که چرا نتوانسته اند کمکی بکنند و از تقدیر و سرنوشت خشمگین هستند. احتمال مبتلا شدن چنین افرادی به افسردگی و مشکلات روحی بسیار بالا است. اگر در همان ساعات اولیه وقوع حادثه این افراد تحت حمایت روانی و مراقبت قرار گیرند، هم از آسیب های روحی آنها کاسته میشود و هم میتوانند به هم نوعان دیگر خود کمک کنند.

تأثیر حفظ سلامت روان در نوع دوستی

همانطور که اشاره کردیم، مدیریت بحران کار جمعی است. اگر فردی بتواند سلامت روانی خود را حفظ کرده و اعتماد به نفس داشته باشد، این قابلیت را دارد که به کمک آسیب دیدگان دیگر برود و این چرخه نوع دوستی را در حال حرکت نگه دارد.

به طور مثال در سیلی که اوایل سال ۹۸ در کشور رخ داد، برخی از افراد که از شرایط نسبتاً بهتری برخوردار بودند و توانایی حفظ آرامش خود را داشتند، به هر نحوی به آسیب دیدگان کمک میکردند. آنها مردم مصدوم و آواره را در منازل خود پناه میدادند؛ به نیروهای امدادی در پخش مواد غذایی، دارویی و… کمک میکردند.

البته در چنین شرایطی، وظیفه افراد بسیار سنگین تر از حفظ سلامت روانی است. حفظ خونسردی و سلامت روان چیزی است که باید مدت ها بر روی آن کار شود تا در هنگام وقوع شرایط بحرانی بتوان بهترین واکنش را داد. اما این حوزه بسیار گسترده است و فقط به نوع دوستی ختم نمیشود.

خلق صحنه های اخلاقی

مورد دیگر خلق صحنه های اخلاقی در شرایط بحران است که وظیفه همگانی است. اما افرادی به طور خود آگاه یا ناخودآگاه در چنین شرایطی دست به اقداماتی غیراخلاقی میزنند. برای مثال فیلم گرفتن از صحنه گرفتاری مردم در سیل تقریباً هیچ کمکی به هیچ لحاظ نمیکند.

شاید نجات جان حتی یک نفر، و یا پناه دادن حتی به یک سیل زده مانند کار بزرگی که در شیراز توسط مردم برای مسافران انجام شد، بسیار موثرتر از فیلم گرفتن باشد. چراکه وظیفه گرفتن فیلم و پخش آن بر عهده افراد دیگری است که کارشان همین است و میتوانند رسانه باشند. اما انجام دادن چنین اقداماتی بیش از حد لازم کاملاً غیراخلاقی بوده و کمکی نمیکند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.