به نام خدا

انتخاب رشته چگونه است؟ در کشور ما انتخاب رشته چگونه است؟

چندین مقطع توی زندگی ما آدمها هست که خیلی بیشتر از بقیه مواقع انتخاب هایمان مهم و موثر است. یکی از این انتخاب ها انتخاب رشته است. چندین سال قرار است یک رشته را در دبیرستان بخوانیم و بعد قاعدتا” براساس همان رشته تحصیلی قرار است شغلمان و نهایتا” کل روال زندگیمان ساخته شود. لااقل دورنمایی از آن را می توان با همان انتخاب رشته اول دبیرستان و یا طبق تعریف امروز در کلاس دهم تجسم کرد.

در تمام دنیا انتخاب رشته به شیوه ها و در سالهای مختلف تحصیلی انجام می شود. اما اینکه کدام بهتر است، آیا در کشور ما یا در فلان کشور، موضوع این مقاله نیست یا لااقل این مقاله نیست و شاید بعدها به آن بپردازم. در این مقاله فقط می خواهم انتخاب رشته در کشور خودمان و ملاکهایی که در این انتخاب رشته ها در نظر گرفته می شود و آخر کار اینجور انتخاب رشته کردنها را بررسی کنم.

101

کی بچه هامون انتخاب رشته می کنن

اگر کسی کمی نه خیلی، فقط کمی با روانشناسی و استعدادیابی آشنا باشد و تفاوتهای فردی را بشناسد، با دقیق نگاه کردن به بچه های کوچک، در بین بچه های فامیل، مهدکودکها و حتی بچه هایی که در پارک ها در حال بازی هستند می تواند به نکات بسیار زیادی پی ببرد.

می تواند ببیند که یکی در کار عملی قوی تر است و چنان سریع و با مهارت لگوها را روی هم سوار می کند، دیگری خیلی راحت رابطه برقرار می کند، بعضیها توی شعر خواندن و کارهای نمایشی و … بهتر از بقیه عمل می کند. اما چه می شود که همین بچه های تا این اندازه متفاوت وقتی وارد مدرسه می شوند همه باید درسهای یکسان و یکجور را بخوانند و به همین شکل می رود تا سالهای بالاتر.

 بعد هم علی رغم تمام این تفاوتهای فردی همانطور که قبلا” گفتم اگر نگوییم همه که اکثر پدر و مادرها بچه های خود را فقط به سمت دو رشته ریاضی و تجربی سوق می دهند و بدتر اینکه یک باور قوی وجود دارد که بچه های قوی تر و باهوشتر می روند رشته ریاضی و بعد هم رشته تجربی .

از آنجا که هیچ ماست بندی نمی گوید که ماست من ترش است و از نظر پدر و مادرها بچه هایشان حتما” باید نابغه باشند پس همه بچه ها سوق داده می شوند به رشته ریاضی و رشته تجربی.

حالا یک مقایسه بکنید با کشوری که بچه ها را وادار به خواندن دروس یکسان نمی کنند و هر بچه ای با توجه به اینکه از کدام درس لذت می برد آن را انتخاب می کند و از همان ابتدا تخصصی به همان رشته خودشان می پردازند. ولی اینجا بجای اینکه از اول استعدادها و علایق تشخیص داده شده و هدایت بشود، می گذارند بچه می رسد به دبیرستان و فقط سه سال آخر، رشته ها جدا جدا مطرح می شود. البته فقط در چند درس و خیلی دروس مشترک بین همه رشته ها از گهواره تا گور همراه دانش آموزان و حتی دانشجویان این کشور است!

آدم ناخودآگاه یاد چند ضرب المثل می افتد: “آش کشک خالته، بخوری پاته نخوری پاته” یا ” بیخ ریشت بسته است”.

ملاکهای انتخاب رشته

وقتی صحبت از انتخاب می شود معمولا” ذهن می رود به سمت اینکه حتما” کسی که نتیجه کاری به او مربوط می شود باید بین دو یا چند راه یکی را انتخاب کند. از آنجا که ما ملتی هستیم که همیشه در حال غافلگیر کردن دنیا هستیم با روشهای خاص خودمان، در این مورد ساکت ننشسته و راهی مخصوص خودمان پیدا کرده ایم.

ملاکهای انتخاب رشته در کشور ما

مامان، بابا، خاله، عمه و … حتی همسایه عموبزرگه زن دایی کوچیکه، برگه هدایت تحصیلی و آخرش هم به خود بچه نمی رسد.

البته ناگفته نماند که گاها” دیده ام همکاران بسیار دلسوز مشاورم را در مدارس که واقعا” با صبر و حوصله خیلی زیاد سعی می کنند که کمک کنند تا بچه ها بهترین تصمیم خودشان را برای انتخاب رشته بگیرند. گاهی موفق می شوند و بچه ها واقعا” به خودشناسی می رسند و براساس علایق و توانایی هایشان انتخاب رشته می کنند ولی گاهی هم خیر و همان ملاکهای بعضا” کذایی آنقدر قوی اعمال نفوذ می کنند که بچه رشد نیافته از نظر شخصیتی چاره ای جز اطاعت نمی بیند و مسئله تازه از اینجاست که شروع می شود.

مشکلات بعدی

دانش آموزان وارد کلاسها می شوند و درسها شروع می شود. بعضیها که همان ابتدای سال تصمیمشان را عوض می کنند و رشته خود را تغییر می دهند و بعضیها سرشان را می اندازند پایین و گازش را می گیرند تا به آخر راه یعنی قبولی در کنکور و قبولی در رشته های به قول پدر و مادر و کلاسهای کنکور و کل جامعه ” تاپ و درجه ا و برتر” .

ای کاش کار به همینجا ختم می شد. متاسفانه سالها مشاور بودن و کار با افراد مختلف نتیجه دیگری را به من و همکاران دیگرم نشان داده است. بسیاری از مراجعه کنندگان به مطب های مشاوره روانشناسی از کسانی تشکیل شده است که سالها به هوای رسیدن به کعبه آرزوهایشان درس خوانده اند و وقتی رسیده اند می بینند که نه این آن چیزی نیست که می خواستند و این، آن آرامشی نیست که در سر داشتند. حالا متوجه می شوند که اصلا” این رشته را دوست ندارند و دقیق تر نگاه می کنند و می بینند که تا این زمان خودشان نبوده اند بلکه داشتند برای بدست آوردن دل پدر و مادر و یا بستن دهان فلانی و بهمانی تلاش می کردند. اینجاست که بهم می ریزند و کم نمی بینیم که دانشجویان قبولی در رشته های به قول معروف طراز اول که با افسردگی راهی خانه و بیمارستان و آسایشگاه روانی می شوند.

بدتر اینکه یک عده از دانش آموزان فرصت طلب از زیرکار در روی زبل هم با دیدن موارد اینچنینی می گویند: درس نمی خونم که سالم بمونم! و فکر می کنند که از زیاد درس خواندن است که شخص مشکل پیدا می کند. در صورتیکه کار نیکو کردن از پر کردن است و با زیاد خواندن فقط خارهای اطلاعاتی بیشتری در مغز ساخته می شود و ذهن فعالتر می شود.

102

چرا همه می رن ریاضی یا تجربی

چون متاسفانه توی کشور ما فقط دو رشته توی ذهن همه پدر و مادراست مهندسی یا پزشکی و می خواهند که بچه شان یا بشود آقا و خانم مهندس یا بشود آقا و خانم دکتر. بچه تا دنیا می آید همینکه یک چند روز می گذرد می گویند که:

 اصلا” قیافش داد می زنه که دکتر می شه! ( دکترها چه قیافه ای دارند من هنوز کشف نکردم)

نگاهش مثه مهندساست! ( نگاه مهندسها هم توی لیستم است که کشف کنم )

بچه ها همیشه دنبال تایید گرفتن هستند و تایید پدر و مادرها هم که دگمه اش روی انتخاب رشته بچه ها قرار دارد. از طرفی آنقدر از بچگی توی گوش بچه ها خوانده می شود که انگار هیپنوتیزم شده باشد و دست خودش نباشد می رود و همان چیزی را که برای آن برنامه ریزی شده است را انجام می دهد. بدین ترتیب انتخاب رشته می کند :

رشته ریاضی

رشته تجربی

103

هر رشته بر چه اساسی باید دانش آموز پذیرش کند؟

قاعدتا” اگر سیاست کلان کشورها برنامه ریزی درست و حسابی داشته باشد انتخاب رشته بچه ها با در نظر گرفتن همه تفاوتهای فردی، سلائق و امکانات و توانائی های کشور و شهروندانش یک پروسه طولانی مدت و کاملا” کارشناسی شده است. در کشورهای پیشرفته این دید سیستمی وجود دارد که نباید یک قسمت خالی بماند و قسمت دیگر قلنبگی باشد. آنها خوب می دانند که بر فرض هم که کسی امروز رفت و از سر باز شد اگر بدنبال علاقه اصلی اش نرود آسیبهایی که می زند به مراتب بیشتر از نفع آن است. خوب می دانند که اگر مردم کشورشان نصف عمرشان را بخواهند در جایی وقت بگذرانند و مشغول کاری باشند که دوست ندارند راندمان کارشان می آید پایین و در نهایت به ضرر کشور است. می دانند که وقتی کسی مجبور است سالها مشغول کاری باشد که دوست ندارد بزودی از نظر روحی و جسمی بیمار خواهد شد.

پس با یک نگاه سیستمی به موضوع مشکل امروز دانش آموز را می بینند و حل می کنند تا در آینده مشکلات وحشتناک مختلف یقه شان را نگیرد.

رشته انسانی چه جایگاهی داره؟

رشته انسانی که رشته هایی مثل روانشناسی، مدیریت، حقوق، جامعه شناسی و …. را در دل خود دارد که از مهم ترین و تاثیرگذارترین رشته ها است، در کشور ما رشته چندان محبوبی نیست. البته محبوب نبودن به این معنی نیست که تعداد زیادی دانش آموز در این رشته درس نمی خوانند. متاسفانه علی رغم اینکه خیلی دانش آموزان علاقمند هم در این رشته درس خوانده اند و یا درس می خوانند خیلی هم بچه های از همه جا مانده و از همه جا رانده وارد این رشته شده اند و وقتی کسی جایی باشد از بد روزگار به نظرتان چقدر می تواند ارزشمند رفتار کند.

درست است که گفتم اینها خیلی هایشان آخرین انتخابشان این رشته بوده است ولی این اصلا” به این معنا نیست که آنها کم استعداد هستند بلکه معتقدم که بد راهنمایی شده اند و قطعا” اگر در جایگاه درست خودشان قرار بگیرند می درخشند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *