ارباب یا برده

68

ارباب یا برده

هر انسانی در درون خود دو جنبه دارد. ما ارباب هستیم و برده. گاهی اوقات اربابیم و گاهی اوقات برده. درمقابل کسی یا کسانی ارباب و در مقابل فرد یا افراد دیگر برده ایم. حتی ممکن است در رابطه با کسی زمانی ارباب و زمانی برده باشیم. به این رابطه ارباب و بردگی، رابطه سلطه گر و سلطه پذیر هم می گویند.

اصلا” چرا این دو گانگی ها اتفاق می افتد؟

ریشه تمام این حالت ها برمی گردد به دو مسئله:

  • اضطراب: مردم برای کاهش اضطرابشان است که به رفتارهای سلطه گرانه و سلطه جویانه پناه می برند.

  • ارضاء نیازهای شخصی: مثلا قوانین زن ستیز توسط مردان نوشته شده است .

و جالب است بدانید که در این رابطه سلطه جو و سلطه پذیر هر دو بازنده اند. یعنی هیچکدامشان به یکپارچگی که برای رسیدن به آرامش نیاز است نمی رسند، چون هیچکدام به خود حمایتی نمی رسند و تا فردی به این مرحله نرسد یکپارچگی را کسب نمی کند و همیشه اندر خم یک کوچه خواهد بود.

می دانید که پذیرش و جذب ارزش های والدین اجتناب ناپذیر است، اما افرادی که خود حمایتی سالم دارند آن ارزشهایی را که جذب کرده اند بازنگری می کنند و یک نگاه انتقادی به آنها دارند. برعکس آنهایی که به این خود حمایتی نرسیده اند، این کار را نمی کنند.

مشکل دقیقا” همینجاست که این تفکر انتقادی و بازنگری وجود ندارد و ارزش های فرد می شود ارزش های والدین و همه اعمالش از روی نا آگاهی است بدون اینکه بتواند برای آنها توجیح شخصی داشته باشد.

امیدوارم اشتباه برداشت نکنید به هیچ عنوان مقصودم این نیست که بچه ها حتما” باید ارزش ها و باورهایشان با ارزش های پدر و مادرشان متفاوت باشد تا سالم باشند. بلکه مقصودم این است که بچه باید یاد بگیرد که هر سخنی را نقد کند و بله قربان گوی محض نباشد تا بردگی در وجودش جاخوش نکند. ما بچه هایمان را نباید برای بردگی آموزش دهیم. باید یاد بگیرند که هر حرفی را که شنیدند خوب راجع به آن فکر کنند و همینطور بی گدار به آب نزنند. اگر فرزندمان بدین گونه رشد کند، دیگر دائم نگران دوستان ناباب و یا جامعه خطرناک نخواهیم بود و چه جایی بهتر از خانه تا بچه ها این رفتارها را یاد بگیرند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.