آیا آموزش خلاقیت امکان پذیر است؟

70

همیشه این برای بسیاری از افراد سوال است که چرا کشوری که توسعه یافته است و کشور دیگری علارغم تلاش های فراوان هنوز هم توسعه نیافته میماند. اصلی ترین و مهم ترین جوابی که میتوان به این سوال داد، بحث آموزش و آموزش خلاقیت است. تمرکزی که بر پایه و اساس آموزش و پرورش هر کشور گذاشته می شود، دورنما و آینده آن کشور را به ما نشان می دهد. بد نیست مفهوم خلاقیت را نیز در مقاله خلاقیت چیست بخوانید.

وضعیت آموزش و پرورش و نوع رفتار با آینده سازان در مدارس، فردای هر کشور را نشان میدهد که در درست چه کسانی است. اگر در مدرسه با دانش آموزان به صورت مناسب و با حرمتی شایسته یک انسان ارزشمند برخورد شود، انسانها و نسلی ارزشمند سازنده فردای آن کشور خواهند بود. اگر بتوان ذهن شاگردان را به سمت پرسش گری سوق داد که بتوانند به جوابهای جدید و درست بها دهند، نسلی خلاق، فکور و پرسشگر اجازه رشد پیدا می کند.

آموزش خلاقیت

خلاقیت چیست؟

خلاقیت نوعی توانایی است که مسلماً تحت فشار به وجود نمی آید؛ بلکه باید شرایط ظهورش را پدید آورد. البته جالب است بدانید که در ابتدا و بطور طبیعی ما موجودات خلاقی هستیم و متاسفانه بر عکس تصورمان، نمیتوانیم با آموزش باعث رشد افراد شویم؛ بلکه با این کار روز به روز از میزان خلاقیت کمتر و کمتر می شود و بر میزان دانش و اطلاعاتمان افزوده می شود.

همه اختراعات بشری مسلما” حاصل همین خلاقیت است. افراد خلاق مسائل را به گونه ای دیگر می بینند و برای هر چیز کاربردهای دیگری را می توانند در نظر بگیرند.

چه گروه سنی خلاق تر هستند؟ آیا آموزش خلاقیت سن خاصی دارد؟

معمولاً برای خلاقیت سن ۵ سال به بعد را در نظر می گیرند. ولی هستند کودکانی که خیلی زودتر از این سن در بازی با اسباب باری ها خلاقیت را در وجودشان میتوان دید. همانطور که قبلاً گفته شد، ذهن انسان بیشتر برای خلاق بودن آماده شده است.

در واقع برای آموزش خلاقیت و برای اینکه کودکان خلاق داشته باشیم باید خودمان پدر و مادری خلاق باشیم و محیطی بسیار امن و آزاد ایجاد کنیم تا یک ذهنیت خلاق بتواند در آن رشد کند. شروع کردن پس از یک سن خاص کار درستی نیست. بلکه همواره حتی قبل از دنیا آمدن کودک محیط باید محیطی خلاق پرور باشد.  در غیر اینصورت این کار مانند ایجاد خنده ظاهری خواهد بود؛ درست است با خنده ظاهری چهره جذاب تر میشود و حتی خلق انسان هم کمی بهتر میشود، اما اگر واقعاً فرد از درون شادی را تجربه نکند و باور نداشته باشد، با کوچکترین مسئله ای که به وجود بیاید لبخندش محو می شود.

آموزش خلاقیت

امنیت روانی و آزادی انتخاب عواملی است که کمکی است برای آموزش خلاقیت به انسان. به هر میزان که این موارد در زندگی انسان باشد، خلاقیت او نیز به مراتب بیشتر خواهد شد. در هر سنی می توان آموزش خلاقیت را شروع کرد و تا زمانی که انسان زنده است با وجود امنیت روانی و آزادی می توان به رشد خلاقیت امیدوار بود.

نقش مدرسه در رشد یا از بین بردن خلاقیت چقدر است؟

مدرسه، خانواده و اجتماع محیط هایی هستند که می توانند موجب بروز خلاقیت گردند و یا برعکس مانع بروز آن شوند. به عنوان مثال بارز میتوان بحث مدارس را گفت که افراد بسیار موفقی بخاطر رسیدن به رویاهایشان مجبور به ترک مدرسه شده اند. چراکه مدرسه مانع بزرگی در رسیدن به رویاها و پرورش خلاقیت بوده است. درحال حاضر مدارس هیچ اقدامی که به آموزش خلاقیت کمک کند انجام نمیشود.

بسیار بوده است که به علت محدودیت های محیطی دانش آموز مجبور شده از علاقه و عشقش به رشته ای بگذرد. از طرفی سازمان آموزش و پرورش هم به جای اینکه فکری به حال این مسائل بکند، هر روز یک بخشنامه جدید می دهد که نه تنها مشکلی از مشکلات آموزشی کشور حل نمی کند بلکه باری هم برآن اضافه می کند.

نکته مهم دیگر اینکه در مدرسه دبیری که باعث رشد یا از بین رفتن خلاقیت در دانش آموزان می شود خود آن هم تعلیم یافته همین نظام آموزشی است. اگر نخواهیم به وضعیت روحی، احساس امنیت و آزادی انتخاب معلم، مدیر و در مجموع کادر اجرایی مدارس توجه کنیم، تمام روشهای مختلف آموزشی خوب دنیا را هم که امتحان کنیم آب در هاون کوفتن است. در نتیجه باید حال معلم را دریافت و او را آموزش داد. وقتی باور معلم یک باور خلاق باشد امکان ندارد مجری کاری شود که نشانه ای از خلاقیت ندارد. در نتیجه آموزش خلاقیت ممکن نخواهد شد. 

دقت داشته باشید که کلاس های یک معلم خلاق همواره پرشور و نشاط است.

حتماً مدارس کشورهای مختلف را دیده اید. چنان طراحی و معماری خوبی دارند که کودک احساس خوبی از بودن در آنجا میکند. در چنین مدرسه ای حتما میتوان موقعیت آموزش خلاقیت را فراهم کرد. چنین فضایی حتما در خلاقیت فرد تاثیر دارد و باعث بهبود آن میشود. در نهایت کیفیت و سطح زندگی نقش مهمی در خلاقیت و آموزش خلاقیت دارد.

آموزش خلاقیت

حتی در برخی مدارس به بچه ها اجازه می دهند با توجه به علاقه خود درسهایشان را انتخاب کنند و هیچ دو دانش آموزی مجبور نیستند که مثل هم درسها را بگذرانند. در جای دیگری اولین و مهمترین چیزی را که به دانش آموزان یاد می دهند این است که با یادگیری چه کارها و چه رفتارهایی می توانند یک شهروند خوب باشند و این برای آنها تبدیل به یک اصل می شود. یعنی به فکر دیگران بودن، حقوق دیگران را محترم شمردن و موارد دیگر.

آموزش در مدارس کشورهای توسعه یافته حتی الامکان بصورت گروهی است. نه مثل کار گروهی مدارس ما که به صورت نمایشی چند نفر با هم هستند و چون در مدرسه امکان انجام کارها نیست باید در خانه انجام دهند. طبیعتاً خب خانواده ها هم اجازه نمی دهند فرزندشان هر روز خانه این دوست یا آن دوستشان باشد. بنابراین نه همه کارها اما لااقل می توان گفت که بیشتر کارها را یک نفر انجام می دهد و بعد اسم چند نفر بعنوان اعضا گروه نوشته می شود و خود همین هم باعث دلخوری و ناراحتی های بسیار میشود. تمام این موارد تاثیر مستقیم و غیر مستقیم بر رشد و آموزش خلاقیت در فرد دارد.

در جایی دیگر، کودکان حرمت انسانی و برابری حقوق را می آموزند. در چنین مدارسی هر کس با توجه به خواست خود به کار می پردازد و تلاش هر کس مورد تقدیر و تشویق قرار می گیرد. چون هدف، انجام بهترین کاری است که فرد می تواند انجام دهد نه بهترین کاری که کسی دیگر بخواهد یا بتواند.

روش های آموزش خلاقیت و آموزش خلاقانه

دور ریختن روشهای سنتی و تکراری اولین قدم در اجرای روش های آموزشی خلاقانه است. سپس باید بدنبال دریافت ایده های جدید از طرف بقیه از جمله دانش آموزان بود. چه بسا ایده ای امروز مسخره و فردا یک فکر بکر باشد که آن را جدی بگیرید. نمره مهم نیست بلکه خود نفس دانش و دانایی و پرسشگری ملاک است. در نهایت به جای دادن تکلیف های زیاد، تا می توان باید روحیه پرسشگری را در افراد تقویت کرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.